بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر قانونگریزی موتور سیکلت سواران (مورد مطالعه شهر مشهد)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 73-91
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234866
علی اصغر عباسی اسفجیر، ابوالقاسم حیدرآبادی، مرتضی ذره پرور تالی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری این پژوهش شامل (384) نفر از رانندگان(راکبین) موتورسیکلت که با توجه به شاخصها و معیارهای کارشناسان پلیس راهنمایی و رانندگی، قانونگریز شناخته شده بودند میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه23 سوالی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانون گریزی (محقق ساخته) و پرسشنامه 8 سوالی قانونگریزی استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 87/0 و 89/0 و 91/0 و 93/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرمافزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که 1- بین عوامل اجتماعی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد. 2- بین عوامل فرهنگی مؤثر بر قانونگریزی موتور سیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد. 3- بین عوامل اقتصادی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد.
نتیجه گیری: در صورتیکه بخواهیم به هدف کنترل موفق رفتارهای متخلفان در زمینه رانندگی دست یابیم، بهترین راه، تقویت مکانیسمهای کنترل غیررسمی، به ویژه از طریق تقویت مؤلفههای سرمایه اجتماعی است.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی (مورد مطالعه: زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 25-43
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223978
زهرا آقاجانی، علی رحمانی فیروزجاه، ابوالقاسم حیدرآبادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی در بین زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر بود.
روش پژوهش: پژوهش فوق، از نظر هدف، تحقیقی کاربردی است و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 65 سوالی (محقق ساخته) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر قائمشهر میباشند که به منظور مشاوره خانوادگی به مراکز مشاوره این شهر مراجعه کردهاند که تعداد آنها 1134 نفر بود. به منظور تعیین حجم نمونه در تحقیق حاضر از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه 288 نفر به دست آمد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین روابط فرا زناشویی زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 61 درصد)، بین سبک زندگی مدرن زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 63 درصد)، بین سطح فردی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 59 درصد)، بین فرستایش سرمایه اجتماعی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 69 درصد)، بین فرستایش سرمایه فرهنگی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 67 درصد)، بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 60 درصد) همبستگی معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: طلاق عاطفی یکی از آسیبهایی است که بسیاری از خانوادهها با آن مواجه هستند. فروپاشی پیوندهای زناشویی از برجستهترین نمونههای تحولات مرتبط با خانواده امروزی است. ازاینرو، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر طلاق عاطفی هرچهبیشتر احساس میگردد.
