تأثیر فناوریهای نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 69-77
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231883
بیتا نوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فناوریهای نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران بود.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد، به بررسی عمقی پیامدهای ورود هوش مصنوعی بر بازار کار ایران و ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن میپردازد. دادهها با مصاحبه نیمهساختاریافته از متخصصان فناوری، مدیران منابع انسانی و نیروی کار جمعآوری و با روش کدگذاری چندمرحلهای تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که هوش مصنوعی علاوه بر افزایش بهرهوری و ظهور مشاغل دانشی، موجب حذف مشاغل تکراری و افزاینده شکاف مهارتی شده و روابط کاری را دچار تحولات بنیادی ساخته است. در کنار فرصتها، چالشهایی چون تشدید نابرابری اجتماعی، احساس بیگانگی شغلی و تهدید عدالت دیجیتال نیز ظاهر شده است.
نتیجهگیری: سیاستگذاران با ارتقای آموزش مهارتهای فناورانه و حمایت از گروههای آسیبپذیر، فرایند سازگاری جامعه با تحولات فناورانه را تسهیل کنند.
تأثیر الگوریتمهای پیشبینی یادگیری ماشین بر جامعهشناسی
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-109
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231882
بیتا نوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تأثیر الگوریتمهای پیشبینی یادگیری ماشین بر جامعهشناسی بود.این پژوهش با معرفی و پیادهسازی یک چارچوب نوآورانه مبتنی بر یادگیری انتقالی و گردآوری دادههای چند محیطی، بهصورت ترکیبی پتانسیل الگوریتمهای مدرن را در تحلیل مسائل اجتماعی در بسترهای گوناگون فرهنگی و اقتصادی موردبررسی قرار میدهد. برخلاف مطالعات پیشین که عمدتاً محدود به یک جامعه یا مجموعهداده خاص بودهاند، رویکرد پیشنهادی با بهرهگیری از ترکیب مدلهای یادگیری نظارت شده و انتقالی، امکان تعمیمپذیری یافتهها را از یک جامعه به جامعهای دیگر فراهم میکند. دادهها از منابع متنوع بین فرهنگی گردآوری و پس از پیشپردازش تطبیقی، الگوریتمهایی مانند جنگل تصادفی، شبکه عصبی، ماشین بردار پشتیبان و رگرسیون لجستیک بر روی آنها اعمال شد.
یافته ها: نتایج، نهتنها عملکرد بالاتر الگوریتمها را در محیطهای ناهمگن اجتماعی نشان میدهد، بلکه ارتباط میان متغیرهای فرهنگی، اقتصادی و تفسیر اجتماعی مدلهای پیشبینی را نیز برجسته میکند. نوآوریهای این پژوهش در استفاده از یادگیری انتقالی، اعتبارسنجی بین جامعهای و تحلیل حساسیت فرهنگی الگوریتمها است که میتواند مسیر جدیدی برای مطالعات دادهمحور در جامعهشناسی باز کند و زمینهساز سیاستگذاریهای مبتنی بر داده و عدالت اجتماعی قرار گیرد.
نتیجه گیری: رشد شتابان دادههای کلان و توسعه الگوریتمهای یادگیری ماشین در سالهای اخیر، زمینهساز انقلاب مفهومی و روشی قابلتوجهی در حیطه جامعهشناسی شده است.
جامعهشناسی رسانههای اجتماعی و فضای مجازی در ایران
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 78-90
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231881
بیتا نوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیرات چندبعدی رسانههای اجتماعی و فضای مجازی بر جامعه ایران بود.
روش: روش پژوهش حاضر روش ترکیبی (تحلیل محتوا و نظرسنجی) که به بررسی الگوهای مصرف رسانه، تحولات هویتی، شکلگیری جنبشهای نوین اجتماعی و دگرگونی گفتمان عمومی می پردازد.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که اگرچه این فناوریها فرصتهایی برای ارتباطات نوین و مشارکت مدنی ایجاد کردهاند، اما با چالشهای جدی مانند گسترش اطلاعات نادرست، تهدید حریم خصوصی و تعمیق شکافهای اجتماعی همراه بودهاند. پژوهش حاضر با ترسیم نقشهای جامع از این تعاملات پیچیده، در نهایت راهکارهای سیاستی برای مدیریت هوشمندانه فضای مجازی و توسعه سواد دیجیتال ارائه میدهد.
نتیجه گیری: مواجهه جامعه ایران با این پدیده نیازمند بازتعریف راهبردی در سطوح فردی، اجتماعی و حکمرانی است. رسانههای اجتماعی و فضای مجازی نهتنها شیوههای ارتباطی افراد را دگرگون ساختهاند، بلکه تأثیرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی کشور گذاشتهاند.
