تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران
دوره 2، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.602247.1039
حمید صحرابانی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری پژوهش دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران در سال 1405 بودند به تعداد(1096) نفر، که از این تعداد 285 بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه73 سوالی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن(محقق ساخته) استفاده گردید.روایی و پایایی آن به ترتیب 0/91 و 0/89 سنجیده شد.تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.یافتهها:نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین عواملاجتماعی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران رابطه معنیداری وجود دارد. بین عواملفرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران رابطه معنیداری وجود دارد.نتیجهگیری:دختران جوان به ظواهر جسمانی و بدنی خود اهمیت ویژهای میدهند. در شرایط حاضر مدیریت بدن و ظاهر نیز برای پسران از اهمیت ویژهای برخوردار است که احتمالاً میتواند متأثر از ویژگیهای مدرنیته متأخر باشد. زیرا در مدرنیته متأخر، آنچه ما میپوشیم یا آنچه که بدن خود را توسط آنها آراسته میکنیم، نوعی ایده بدن محوری را مطرح میکند که خود و شخصیت ما را میسازد.درنتیجه،دختران جوان به آن ظواهری از زندگی خود اهمیت داده و بر آن نظارت دارند که تحت کنترل و در حوزه قدرت خود دارند.
بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر قانونگریزی موتور سیکلت سواران (مورد مطالعه شهر مشهد)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 73-91
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234866
علی اصغر عباسی اسفجیر، ابوالقاسم حیدرآبادی، مرتضی ذره پرور تالی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری این پژوهش شامل (384) نفر از رانندگان(راکبین) موتورسیکلت که با توجه به شاخصها و معیارهای کارشناسان پلیس راهنمایی و رانندگی، قانونگریز شناخته شده بودند میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه23 سوالی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانون گریزی (محقق ساخته) و پرسشنامه 8 سوالی قانونگریزی استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 87/0 و 89/0 و 91/0 و 93/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرمافزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که 1- بین عوامل اجتماعی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد. 2- بین عوامل فرهنگی مؤثر بر قانونگریزی موتور سیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد. 3- بین عوامل اقتصادی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد.
نتیجه گیری: در صورتیکه بخواهیم به هدف کنترل موفق رفتارهای متخلفان در زمینه رانندگی دست یابیم، بهترین راه، تقویت مکانیسمهای کنترل غیررسمی، به ویژه از طریق تقویت مؤلفههای سرمایه اجتماعی است.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی (مورد مطالعه: زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 25-43
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223978
زهرا آقاجانی، علی رحمانی فیروزجاه، ابوالقاسم حیدرآبادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی در بین زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر بود.
روش پژوهش: پژوهش فوق، از نظر هدف، تحقیقی کاربردی است و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 65 سوالی (محقق ساخته) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر قائمشهر میباشند که به منظور مشاوره خانوادگی به مراکز مشاوره این شهر مراجعه کردهاند که تعداد آنها 1134 نفر بود. به منظور تعیین حجم نمونه در تحقیق حاضر از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه 288 نفر به دست آمد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین روابط فرا زناشویی زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 61 درصد)، بین سبک زندگی مدرن زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 63 درصد)، بین سطح فردی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 59 درصد)، بین فرستایش سرمایه اجتماعی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 69 درصد)، بین فرستایش سرمایه فرهنگی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 67 درصد)، بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 60 درصد) همبستگی معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: طلاق عاطفی یکی از آسیبهایی است که بسیاری از خانوادهها با آن مواجه هستند. فروپاشی پیوندهای زناشویی از برجستهترین نمونههای تحولات مرتبط با خانواده امروزی است. ازاینرو، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر طلاق عاطفی هرچهبیشتر احساس میگردد.
تحلیل جامعه شناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 14-26
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.220296
روح اله چراغپور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاهآزاد اسلامی واحد بابل بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دختر مشغول به تحصیل مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل در سال 1403 بودند به تعداد (1093) نفر، که از این تعداد 284 بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه86 سوالی عواملاجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب (محقق ساخته) و پرسشنامه 17 سوالی گرایش به حجاب استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 93/0 و 90/0 و 91/0 و 89/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین عواملاجتماعی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل رابطه معنیداری وجود دارد. بین عواملفرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: از نگاه جامعه شناختی، حجاب در بستری از روابط اجتماعی شکل میگیرد که در آن چهارچوب، مسائل زنان دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و همچنین مؤلفههای مذهبی، معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که از پارادایم و منظرهای مختلف قابل بررسی است.
