جامعهشناسی انتخابات و نمایندگی پساکثرتپذیر در اندیشه سیاستشهری پوپولیسم
دوره 2، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590820.1035
وحید ذوالفقاری
چکیده مصاف سیاست علیه دموکراسی به منزله بیگبنگ اقلیم انتخابات، فقرهای از دوئل ذوقیات و مطالبات جامعه با ظنیّات و مصوّبات قدرت است که استبدادِ حقیقت اصحاب قدرت را به پاس تجارب نوزیسته سیاسی به مسلخ استیضاح کشاند. این تدبیر خلقکاوانه، سیاست نمایندگی را درد کنشسوز و اندیشهپریش فهم میکند که رنج تعلیق کارگزاری را در شهروندان دوچندان ساخت. این قسم پویش جمعی، با سندروم ولایت مطلقه اجتماعی، اراده معطوف به نفی و نخواهندگی قدرت را با دمیدن بر نای سوژه ناخشنود فعال میسازد. این تئاتر مواجهه با خطکشی انتخاباتی بین قدرت پوزیسیون و مقاومت اپوزیسیون و دراندازی جدال پُرتکرار بین اجتماع عقول و ازدحام نفوس، سیاستشهر نوینی را اراده کرده که با تدبیر فرانمایندگی و کثرتشکن هدایت میشود. ناظر به این منطق موقعیت، پرسشی اندیشهساز بها یافته که آیا تمتّع گفتاری و کرداری پوپولیسم، امکانی برای حدزنی بر قدرت و درمان ترومای نمایندگی سیاسی تمهید میکند؟ عطف به فرضیه پژوهش، تعزیر بر منطق موقعیت قُدمای قدرت، دموکراسی را رخدادی تکینه در رتوریک پوپولیستی بدل ساخته که با ارائه فهمی بازیگوش از سیاست نمایندگی، آشوب را اراده میکند. یافته پژوهش با تأکید بر عبور پوپولیسم از جمهور بازی کثرتها و تفاوتها، برسازنده جامعه فراپلورالیستی شده که با شکافتن سقف سیاست مألوف، کفایت تغییر فُرم جهت برساختن جامعه فضیلتمند را تدبیر میکند.
