بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و روحیه کارآفرینی در بین دانشجویان
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-13
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.215434
سیروس احمدی، مریم مختاری، ناهید عباسی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و روحیه کارآفرینی در بین دانشجویان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق دانشجویان دانشگاه یاسوج هستند که 391 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها و اطلاعات تحقیق از پرسشنامه 49 سوالی روحیه کارآفرینی سیادت و همکاران (1391) و پرسشنامه 34 سوالی سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن (2000) استفاده شد. پایایی پرسشنامه روحیه کارآفرینی 912/0 و پایایی پرسشنامه سرمایه اجتماعی 875/0 سنجده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، روحیه کارآفرینی دانشجویان در سطح متوسط میباشد. رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه اجتماعی و روحیه کارآفرینی وجود دارد. بعلاوه، هیچ یک از متغیرهای جمعیتی رابطه معناداری با روحیه کارآفرینی نشان نمیدهند.
نتیجهگیری: با افزایش سرمایه اجتماعی می توان روحیه کارآفرینی را در بین دانشجویان ارتقا داد و از این طریق به یکی از مسائل اجتماعی مهم کشور یعنی بیکاری فارغ التحصیلان کمک کرد.
"ظهور مفهوم مصرفگرایی سیاسی در جامعهشناسی سیاسی: یک رویکرد ترمینولوژیکال"
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.220297
محمدرضا حیاتی مهر، قربانعلی سبکتکین ریزی، زهرا حضرتی صومعه
چکیده چکیده
مصرفگرایی سیاسی به عنوان یک پدیده نوظهور، افراد را قادر میسازد تا از طریق انتخاب کالاها و خدمات سازگار با ارزشهای خود، در فرایندهای اجتماعی و سیاسی مشارکت کنند. این پدیده بر بازار متمرکز است و در جوامعی که جامعه مدنی قوی نیست، نمیتواند ظهور کند. پژوهش حاضر به بررسی ظهور مفهوم مصرفگرایی سیاسی در جامعهشناسی سیاسی میپردازد. این پژوهش به تبیین ماهیت، بسترها، اشکال و فرایند مصرفگرایی سیاسی به عنوان یک روش غیرنهادی در مشارکت سیاسی پرداخته و از روش اسنادی و کتابخانهای استفاده شده است. جامعه آماری و نمونهگیری در آن وجود ندارد. ابزارهای جمعآوری دادهها شامل منابع کتابخانهای و مقالات منتشر شده در اینترنت است. شیوه جمعآوری دادهها بر اساس فیشبرداری بر مبنای سؤالات و اهداف پژوهش انجام شده است. نتایج نشان میدهد که مصرفگرایی سیاسی یکی از اشکال جدید مشارکت سیاسی است که در جوامع توسعهیافته رواج یافته است.
تأثیر فرهنگ ملی بر امنیت و سلامت جامعه
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 13-33
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.233541
کیومرث مولادوست
چکیده زمینه و هدف: فرهنگ هر ملتی سبب دوام و سلامت آن است. ایران نیز با برخورداری از فرهنگی غنی و پیشینهای تاریخی پربار، برای تحقق ثبات و اقتدار ملی، به فرهنگ اصیل خود وابسته است. این پژوهش در پی آن است تا با رویکردی تفسیری، اثرات فرهنگ ملی ایران را بر امنیت و سلامت جامعهی ایرانی روایت کند.
روش و مواد: نگاه نظری پژوهش مبتنی بر رویکرد خردگرایانه و منطبق با تحقیقات پیشین و مشاهدات و تجربهی زیسته است. روش پژوهش بر اساس هدف بنیادی و از منظر جمعآوری دادهها روش توصیفی میباشد.
یافتهها: استیلای مذهب بر همۀ شئون حاکمیتی و حکمرانی کشور ازجمله شئون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باعث شده است، بسیاری از بخشهای فرهنگ ایرانی نادیده گرفته شود. این مطالعه سعی دارد تا بیان کند که نادیدهگرفتن فرهنگ، آیینها و سنتهای ایرانی باعث خسران زیاد به امنیت و سلامت جامعه ایرانی میشود و دست پنهان فرهنگ از این خسران جلوگیری میکند و باعث بازتولید آن میشود. فرهنگ ملی در انسجام ملی و حفظ تمامیت ارضی ایران مؤثر است.
نتیجهگیری: تقویت و توجه به فرهنگ ملی و ایرانی، باعث افزایش اقتدار و چهرهی مطلوب جهانی ایران میشود. اشتراکهای فرهنگی و آیینهای فراگیر، میتواند امنیت، صلح و دوستی و سلامت اجتماعی را برای ایران بههمراه داشته باشد.
تحلیل جامعه شناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 14-26
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.220296
روح اله چراغپور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاهآزاد اسلامی واحد بابل بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دختر مشغول به تحصیل مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل در سال 1403 بودند به تعداد (1093) نفر، که از این تعداد 284 بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه86 سوالی عواملاجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب (محقق ساخته) و پرسشنامه 17 سوالی گرایش به حجاب استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 93/0 و 90/0 و 91/0 و 89/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین عواملاجتماعی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل رابطه معنیداری وجود دارد. بین عواملفرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: از نگاه جامعه شناختی، حجاب در بستری از روابط اجتماعی شکل میگیرد که در آن چهارچوب، مسائل زنان دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و همچنین مؤلفههای مذهبی، معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که از پارادایم و منظرهای مختلف قابل بررسی است.
جرایم جوامع و مناطق آزاد تجاری و تکنیک های پیشگیری از آن در راستای توسعه و پیشرفت
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 27-44
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.215435
حسین رنجبر، زینب درزی نیا
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، جرایم جوامع و مناطق آزاد تجاری و تکنیکهای پیشگیری از آن در راستای توسعه و پیشرفت بود.
یافتهها: تحقیق و بررسیهایی در این زمینه دریافت شد که علاوه بر جرائم شایعی مانند رانت، اختلاس، رشوه، سرقت، جرائم خاصی مانند قاچاق، ورود و اقامت اتباع خارجی بدون مجوز، گواهی خلاف واقع کوتاژ و غیره در این مناطق به وفور رخ میدهد. هم چنین تکنیکهای پیشگیری اجتماعی را میتوان در قالب تدابیر بهبود و سالمسازی محیط، آگاهی رسانی عمومی و غیره بهبود داد. جهت پیشگیری وضعی نیز خنثی سازی عوامل جرم زا و انگیزههای بزه کارانه و... مفید میباشند.
نتیجهگیری: پیشگیری از جرم در مناطق آزاد تجاری نیازمند یک رویکرد چند جانبه است که شامل اقدامات امنیتی، آموزشی و همکاریهای بین سازمانی میشود. با توجه به نیازهای خاص هر منطقه، پیاده سازی این استراتژیها میتواند به کاهش نرخ جرم و افزایش امنیت در این مناطق بیانجامد.
دلایل و پیامدهای عمل کاشت ناخن در بین زنان ساکن شهر قوچان
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 44-61
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223979
حسین قدرتی، الهه هاشمی، شفیعه قدرتی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی و فهم جامعه شناسانه انجام کاشت ناخن در میان زنـان شهر قوچان اسـت.
روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. ابزار استفاده شده برای گردآوری دادهها، مصـاحبه نیمه ساخت یافته بوده است. جهت انتخاب افراد مصاحبه شونده از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد از نمونه گیری نظری استفاده شده است. جامعه بررسی شده، زنان ساکن شهر قوچاناند کـه تجربه کاشت ناخن داشتهاند. تعداد نمونه بررسی شده 27 نفر از زنان 20 ـ 60 ساله است که تجربه کاشت ناخن داشتهاند.
یافتهها: براساس یافتهها، شرایط علی این پژوهش، ترس از طردشدن و تصویر ذهنی منفی نسبت به دستهایشان بـوده اسـت. میل بـه زیبایی (وابرازگرایی بدنی) پدیده محوری پژوهش است که در بستر ارزشهای اجتماعی و شـرایط خـانوادگی اتفـاق افتـاده است. محدودیتهای اجتماعی و حس تعارض شرایط و مداخله گری تبلیغات و ترغیب دیگـران بـه کاشت ناخن شـرایط تسهیل گر این پدیده است. پیامدها و آثار مطالعه عمل کاشت ناخن در این پژوهش، افزایش اعتمادبه نفس، صـرفه جـویی در زمان و صرفه جویی اقتصادی است.
نتیجهگیری: در شرایط جامعهای رو به تغییر که زنان چندان جایگاهی در امور اجتماعی ندارند و محدودیتهای متعددی اعمال میشود، بدن یکی از ابزارهای بسیار مؤثر در ابراز و نمایش خود میگردد.
فراتحلیل آسیبشناسی استفادهِ نامتعارف از شبکههای اجتماعی در نوجوانان ایرانی مبتنی بر خرده فرهنگها
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 45-68
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.239806
آرمان حیدری، علی مختاری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، آسیبشناسی استفادهِ نامتعارف از شبکههای اجتماعی در نوجوانان ایرانی مبتنی بر خرده فرهنگها بود.
روش: این مقاله با روش کیفی و با تکنیک فراتحلیل، مجموعه تحقیقات مربوط به این حوزه را مورد ارزیابی و شناخت قرار داده، و بعد از دسته بندی و نقد رویکرد آنان، چارچوب نظری پیشنهادی را برای تحلیل این پدیده ارائه نموده است. ادعای اساسی محققان این است که شناخت درست مسأله مستلزم استفاده از نظریهای ترکیبی است. بدین ترتیب که هر دو دسته ویژگیهای شبکههای مجازی(جنبه عرضه) و ویژگیهای فرهنگی و ساختاری محلی- ملی(بستر تقاضا) در تعامل با یکدیگر چگونگی انتخابهای خاص کارگزاران در شبکههای مجازی را تعیین میکنند.
یافتهها: تحلیل نظری تحقیقات پیشین نشان میدهد که در جامعه ما استفاده غیر متعارف و بیرویه از این شبکهها در حال تبدیل شدن به تهدید میباشد تهدیدی که در صورت عدم شناسایی منجر به بحرانهای آتی خواهد شد، اما شناسایی این تهدیدها میتواند گامی مؤثر در راستای کاهش یا حذف آنها تلقی شود.
نتیجه گیری: شبکههای اجتماعی در کنار امتیازهایی که دارند، استفاده بیرویه و اعتیاد گونه از این رسانههای نوین میتواند پیامدهای منفی، چالشهای بین نسلی و بطور کلی نابهنجاریها و آسیبهای اجتماعی زیادی را در زندگی افراد به وجود آورند. با این حال، براساس آمار، استفاده نامتعارف و مغایر با ارزشهای جامعه از شبکههای اجتماعی یکی از پرکاربردترین و جذابترین انتخابها در میان جوانان ایرانی است.
واکاوی علل، زمینهها و پیامدهای گرایش به ازدواج سفید با رویکرد جامعهشناختی
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 78-101
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.239807
سید حمید رضوی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، واکاوی علل، زمینهها و پیامدهای گرایش به ازدواج سفید با رویکرد جامعهشناختی در شهر شیراز بود.
روش: روش پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش نظریه زمینهای بود. جامعه پژوهش شامل کلیه جوانان شهر شیراز (مرد و زن) که در این رابطه قرار گرفته و به صورت همخانه این سبک زندگی را انتخاب نمودهاند بودند که براساس نمونه گیری گلوله برفی و با استفاده از تکنیک اشباع داده ها، 19 نفر انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش گراندد تئوری (نظریه داده بنیاد) انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 67 کد از بین 383 مفهوم شناسایی شد که 67 کد اولیه در قالب 9 مقوله شامل وضعیت اقتصادی افراد، کاهش هزینههای سرسامآور ازدواج دائمی، جهانبینی فردی، طرد خانوادگی، مدرنیته، تسهیل روابط دختر و پسر، استحاله ارزشهای سنتی در ارزشهای جهانی، مطلقهبودن، بیاعتمادی و عدم مسئولیتپذیری به دست آمد.
نتیجهگیری: جوانان به عنوان سرمایههای انسانی جامعه محسوب میشوند و با توجه به تغییر و تحولات سریع جامعه لزوم پژوهش و شناخت وضعیت آنها از اهمیت زیادی برخوردار است.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر مهاجرت اقشار متوسط روستایی به شهر
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 102-122
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.553679.1014
ماجده قلی پور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر مهاجرت اقشار متوسط روستایی به شهر در روستای گلیجان بخش مرکزی تنکابن بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود و نمونه آماری پژوهش متشکل از (366) نفر از ساکنان 20-50 ساله این بخش روستایی است که به روش نمونه گیری چند مرحلهای انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین عوامل مؤثر بر مهاجرت اقشار متوسط روستایی به شهر در قالب چهار تم اصلی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل اداری و خدماتی و عوامل طبیعی و زیست محیطی دستهبندی شدند. برای رتبهبندی عوامل از روشAHP فازی و جهت تجزیه و تحلیل داده و اولویتبندی عوامل و شاخصها از نرم افزار Expert Choice استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین (انگیزههای پیشرفت در شهر، رفت و آمد با اقوام و آشنایان، تأثیر شبکههای اجتماعی، کمبودشغل، درآمد پایین، نبود فرصت های سرمایهگذاری و کارآفرینی، نبود امکانات آموزشی مناسب، پایین بودن خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، نامساعد بودن خدمات تفریحی و اوقات فراغت، اقلیم نامناسب سرد و خشک، کمبود آب کشاورزی و شرب) رابطه معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: مهاجرت روستائیان به شهرها و مراکز شهری باعث میشود که از طرفی روستاها از نیروهای فعال خالی شوند و این روستائیان که به شهر رفته اند از طرف دیگر باعث بروز مشکلاتی در محیط شهری می شوند.
فهم تجربه زیسته جوانان از توسعه سیاسی: یک مطالعه کیفی در یزد
دوره 2، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.584779.1027
شکیلا مرادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر فهم جامعهشناختی دغدغههای مرتبط با توسعه سیاسی جوانان و تبیین الگوهای مشارکت، کنارهگیری و اعتراض آنان است.
روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و بر پایه روش نظریه زمینهای انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۲۰ دانشجوی نوورود دانشگاه یزد گردآوری شد و فرایند تحلیل دادهها بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: فهم دغدغههای مرتبط با توسعه سیاسی جوانان تنها به حوزه رسمی سیاست محدود نیست، بلکه با مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جنسیتی و تجربههای روزمره آنان پیوند خورده است. نارضایتی از قوانین اجباری، محدودیتهای جنسیتمحور، مشکلات اقتصادی، احساس نابرابری، نادیدهانگاری فردی و بیاعتمادی به حکمرانی از مهمترین مقولات برآمده از دادههاست. با وجود این نارضایتیها، بسیاری از مشارکتکنندگان از خشونت فاصله میگیرند و اعتراض مسالمتآمیز را شکل مطلوبتر کنش سیاسی میدانند. در عین حال، ترس از پیامدهای سیاسی و اجتماعی، ترجیح امنیت و رستگاری فردی، و باور به تغییرناپذیری شرایط، آنان را به سمت نوعی بدبینی، انفعال و «گلامپیسم سیاسی» سوق میدهد. بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، اعتراضباوری خشونتپرهیز پدیده مرکزی مطالعه است که در تعامل با نارضایتیهای چندگانه، قانونگرایی، مشارکتناپذیری سیاسی و ترجیح منافع فردی شکل میگیرد.
نتجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که کاهش مشارکت رسمی جوانان لزوماً به معنای بیتفاوتی سیاسی نیست، بلکه میتواند نشانه تغییر شکل کنش سیاسی و ظهور الگوهای پیچیدهتر اعتراض، احتیاط و مطالبهگری مدنی باشد.
برساخت اجتماعی کنشگری زنان در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی: مطالعهای کیفی
دوره 2، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.586367.1028
فریده حمیدی
چکیده هدف: زنان بهعنوان یکی از مهمترین کنشگران اجتماعی، نقش مؤثری در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جوامع ایفا میکنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر بر کنشگری زنان در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل 30 نفر از زنان بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مؤلفههای کنشگری زنان در سه بُعد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قابل تبیین هستند. در بُعد فرهنگی، مقولههایی نظیر خانواده مبتنی بر گفتمان ارتباطی، نابرابری فرهنگی، سرمایه فرهنگی، سرمایه نمادین، چالش هویتی، ستم فرهنگی، فقر فرهنگی و گذار از سنت به مدرنیته شناسایی شد. در بُعد سیاسی، سرمایه نمادین سیاسی، خشونت نمادین علیه زنان، شکلگیری عادتوارههای جدید، کنش ارتباطی با حاکمیت، تعارضات قدرت، کنش هدفمند و کنش راهبردی حاکمیت استخراج گردید. همچنین در بُعد اجتماعی، سرمایه شناختی اجتماعی، نابرابری اجتماعی، تحول عادتوارهها، چالش سنت و مدرنیته، هویت اجتماعی پویا و الگوهای تعامل با ساختارهای حاکمیتی بهعنوان مهمترین مقولات شناسایی شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کنشگری زنان در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، پدیدهای چندبعدی و متأثر از تعامل میان سرمایههای فرهنگی و نمادین، فرایندهای هویتیابی، ساختارهای قدرت و شرایط نابرابری اجتماعی است. بر این اساس، ارتقای سرمایههای فرهنگی و اجتماعی زنان میتواند زمینه ایفای نقش مؤثرتر زنان را در فرایندهای توسعه اجتماعی فراهم سازد.
جامعهشناسی انتخابات و نمایندگی پساکثرتپذیر در اندیشه سیاستشهری پوپولیسم
دوره 2، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590820.1035
وحید ذوالفقاری
چکیده مصاف سیاست علیه دموکراسی به منزله بیگبنگ اقلیم انتخابات، فقرهای از دوئل ذوقیات و مطالبات جامعه با ظنیّات و مصوّبات قدرت است که استبدادِ حقیقت اصحاب قدرت را به پاس تجارب نوزیسته سیاسی به مسلخ استیضاح کشاند. این تدبیر خلقکاوانه، سیاست نمایندگی را درد کنشسوز و اندیشهپریش فهم میکند که رنج تعلیق کارگزاری را در شهروندان دوچندان ساخت. این قسم پویش جمعی، با سندروم ولایت مطلقه اجتماعی، اراده معطوف به نفی و نخواهندگی قدرت را با دمیدن بر نای سوژه ناخشنود فعال میسازد. این تئاتر مواجهه با خطکشی انتخاباتی بین قدرت پوزیسیون و مقاومت اپوزیسیون و دراندازی جدال پُرتکرار بین اجتماع عقول و ازدحام نفوس، سیاستشهر نوینی را اراده کرده که با تدبیر فرانمایندگی و کثرتشکن هدایت میشود. ناظر به این منطق موقعیت، پرسشی اندیشهساز بها یافته که آیا تمتّع گفتاری و کرداری پوپولیسم، امکانی برای حدزنی بر قدرت و درمان ترومای نمایندگی سیاسی تمهید میکند؟ عطف به فرضیه پژوهش، تعزیر بر منطق موقعیت قُدمای قدرت، دموکراسی را رخدادی تکینه در رتوریک پوپولیستی بدل ساخته که با ارائه فهمی بازیگوش از سیاست نمایندگی، آشوب را اراده میکند. یافته پژوهش با تأکید بر عبور پوپولیسم از جمهور بازی کثرتها و تفاوتها، برسازنده جامعه فراپلورالیستی شده که با شکافتن سقف سیاست مألوف، کفایت تغییر فُرم جهت برساختن جامعه فضیلتمند را تدبیر میکند.
