نوع مقاله: پژوهشی-کمی

شناسایی و سطح بندی عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد

دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/jasd.2026.574054.1025

محمد هادی منصور لکورج، زهرا شمس احسان

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و سطح بندی عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد بود.
روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از جوانان پسر 20 تا 30 سال بهبود یافته از اعتیاد هستند که به مرکز درمان و بازتوانی کاهش آسیب در شهر تهران مراجعه کرده بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. جهت تحلیل عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و سطح بندی هر یک از عوامل به دست آمده از مدل ساختاری تفسیری ISM استفاده شد. همچنین جهت بررسی روابط بین متغیر‌ها، شناسایی و سطح‌بندی عوامل از تحلیل عاملی تاییدی، تکنیک مدل سازی با استفاده از نرم افزارSmart PLS3 بهره گرفته شد. یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد، 15مقوله شناسایی شد. مقوله‌های شناسایی شده شامل حمایت خانواده، پذیرش‌اجتماعی، توانمندسازی اقتصادی، دسترسی به خدمات روانشناختی، حمایت از سلامت جسمی، آموزش مهارت‌های زندگی، مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، حمایت و مشارکت سازمان‌های غیردولت، تسهیلات مسکن پایدار، آموزش شغلی و فنی، ایجاد حس هویت و ارزش شخصی، برنامه‌های حمایتی دولتی، تسهیلات بازتوانی و بازگشت به جامعه، گروه‌های حمایتی و خودیاری، نظارت و پیگیری منظم می باشد.
نتیجه‌گیری: ادغام اجتماعی یکی از مهمترین برنامه‌هایی است که از طریق آن می‌توان به کنترل اوضاع، حمایت‌های عاطفی و ابزاری جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و در نتیجه کاهش آسیب‌های اجتماعی و رفتارهای پرخطر پرداخت.

تحلیل و تدوین الگوهای برنامه ریزی توسعه‌ی گردشگری پایدار روستایی

دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 24-44

https://doi.org/10.22034/jasd.2026.575389.1026

علیرضا غفاری

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تدوین الگوهای برنامه ریزی توسعه‌ی گردشگری پایدار روستایی در روستای خبر بود.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی-توسعه‌ای و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاییان روستای گردشگری بخش خبر شهرستان بافت بود به تعداد (756) نفر، که از این تعداد 255 بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌ برنامه ریزی توسعه‌ی گردشگری پایدار روستایی استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب 93/0 و 90/0 سنجیده شد. جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها از هر دو ماتریس ارزیابی عوامل بیرونی(EFE) و دورنی (IFE) و جهت شناسایی الگوهای برنامه ریزی توسعه‌ی گردشگری پایدار روستایی از مدل برنامه ریزی استراتژیک، ماتریسSWOT استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج، گویای این است که با توجه به این موضوع که سطح آسیب پذیری روستاها، به دلیل توسعه‌ی گردشگری بسیار بالاست، برنامه ریزی و مدیریت در امر گردشگری، با توجه به محدود بودن فرصت ها و بالابودن نقاط ضعف، امری ضروری است.
نتیجه‌گیری: صنعت گردشگری یکی از منابع مهم تولید، درآمد، اشتغال و ایجاد زیر ساخت ها برای نیل به توسعه پایدار بشمار می‌آید.

بررسی جامعه شناختی تاثیر سبک زندگی بر توسعه فرهنگی و اجتماعی (مورد مطالعه کلان شهر تهران)

دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 34-51

https://doi.org/10.22034/jasd.2025.233542

رضا خسروی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی تأثیر سبک زندگی بر توسعه فرهنگی و اجتماعی در کلان شهر تهران بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از شهروندان تهرانی ساکن مناطق شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران هستند که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از دو پرسشنامه‌39 سوالی سبک زندگی (محقق ساخته) و پرسشنامه 44 سوالی توسعه فرهنگی و اجتماعی (محقق ساخته) استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 92/0 و 90/0 و 89/0 و 91/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیل‌های آماری از طریق نرم افزارهای ‌کامپیوتری SPSS ‌و LISREL انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد سبک زندگی بر توسعه فرهنگی در کلان شهرتهران تأثیر معنی‌داری دارد. سبک زندگی بر توسعه اجتماعی در کلان شهر تهران تأثیر معنی‌داری دارد.
نتیجه‌گیری: سبک‌های زندگی بخش جدایی‌ناپذیر زندگی اجتماعی روزمره در جهان مدرن هستند و نقش اساسی در تعاملات اجتماعی و در نتیجه توسعه فرهنگی و اجتماعی دارند.

شناسایی و اولویت بندی راهکارهای مدیریتی مؤثر در تحقق انضباط اجتماعی

دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 45-60

https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223977

سید مهدی حسینی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی راهکارهای مدیریتی مؤثر در تحقق انضباط اجتماعی کارکنان دادگستری استان آذربایجان شرقی بود.
روش: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ نوع تحقیق توصیفی می‌باشد. جامعة آماری این تحقیق شامل 25 نفر از کارکنان دادگستری استان آذربایجان شرقی بودند که به روش کاملاً هدفمند شناسایی و انتخاب شدند. تحقیق حاضر از نوع طرح‌های تحقیق آمیخته می‌باشد. به منظور اولویت‌بندی عوامل شناسایی شده راهکارهای مدیریتی مؤثر در تحقق انضباط اجتماعی از تکنیک تصمیم گیری MCDM با کمک تکنیک آماری AHP استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج رتبه بندی متغیرها نشان داد وظیفه‌شناسی و مسئولیت‌پذیری با وزن 395/0 در رتبه اول، انگیزش کاری با وزن 390/0 در رتبه دوم، کنترل اجتماعی کارکنان با وزن 387/0 در رتبه سوم، توسعه فردی و حرفه‌ای با وزن 386/0 در رتبه چهارم، اعمال صحیح قوانین و مقررات با وزن 331/0 در رتبه پنجم، برنامه ریزی و مدیریت هدفمند با وزن 283/0 در رتبه ششم، مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها با وزن 274/0 در رتبه هفتم قرار دارند.
نتیجه گیری: نظم اجتماعی، مستلزم نظم و انضباط فردی افراد است و زندگی سالم اجتماعی در سیستم‌ها و نظام‌ها زمانی تحقق می‌یابد که افراد، قوانین، قواعد، مقررات، حدود و حقوق یکدیگر را محترم شمارند.

تأثیر فناوری‌های نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران

دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 69-77

https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231883

بیتا نوری

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فناوری‌های نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران بود.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه داده‌بنیاد، به بررسی عمقی پیامدهای ورود هوش مصنوعی بر بازار کار ایران و ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن می‌پردازد. داده‌ها با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته از متخصصان فناوری، مدیران منابع انسانی و نیروی کار جمع‌آوری و با روش کدگذاری چندمرحله‌ای تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد، که هوش مصنوعی علاوه بر افزایش بهره‌وری و ظهور مشاغل دانشی، موجب حذف مشاغل تکراری و افزاینده شکاف مهارتی شده و روابط کاری را دچار تحولات بنیادی ساخته است. در کنار فرصت‌ها، چالش‌هایی چون تشدید نابرابری اجتماعی، احساس بیگانگی شغلی و تهدید عدالت دیجیتال نیز ظاهر شده است.
نتیجه‌گیری: سیاست‌گذاران با ارتقای آموزش مهارت‌های فناورانه و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر، فرایند سازگاری جامعه با تحولات فناورانه را تسهیل کنند.

بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر قانون‌گریزی موتور سیکلت سواران (مورد مطالعه شهر مشهد)

دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 73-91

https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234866

علی اصغر عباسی اسفجیر، ابوالقاسم حیدرآبادی، مرتضی ذره پرور تالی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانون‌گریزی موتور‌سیکلت سواران شهر مشهد بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه‌آماری این پژوهش شامل (384) نفر از رانندگان‌(راکبین) موتورسیکلت که با توجه به شاخص‌ها و معیارهای کارشناسان پلیس راهنمایی و رانندگی، قانون‌گریز شناخته شده بودند می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای و طبق فرمول کوکران انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از دو پرسشنامه‌23 سوالی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانون گریزی (محقق ساخته) و پرسشنامه 8 سوالی قانون‌گریزی استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 87/0 و 89/0 و 91/0 و 93/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیل‌های آماری از طریق نرم‌افزارهای ‌کامپیوتری SPSS ‌و LISREL انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد، که 1- بین عوامل اجتماعی مؤثر بر قانون‌گریزی موتور‌سیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنی‌داری وجود دارد. 2- بین عوامل فرهنگی مؤثر بر قانون‌گریزی موتور سیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنی‌داری وجود دارد. 3- بین عوامل اقتصادی مؤثر بر قانون‌گریزی موتور‌سیکلت ‌سواران شهر مشهد رابطه معنی‌داری وجود دارد.
نتیجه گیری: در صورتی‏که بخواهیم به هدف کنترل موفق رفتارهای متخلفان در زمینه رانندگی دست یابیم، بهترین راه، تقویت مکانیسم‌های کنترل غیررسمی، به ‏ویژه از طریق تقویت مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی است.

تحلیل جامعه شناختی رابطه توسعه پایدار اجتماعی با خط مشی‌های فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی (مورد مطالعه دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی)

دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 92-111

https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234867

محمدعلی نیک بخش

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تحلیل جامعه شناختی رابطه توسعه پایدار اجتماعی با خط مشی‌های فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی می‌باشند به تعداد (270) نفر، که از این تعداد 159 بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از سه پرسشنامه‌ توسعه پایدار اجتماعی (محقق ساخته)، پرسشنامه‌ خط مشی‌های فرهنگی (محقق ساخته)، و پرسشنامه حقوق شهروندی(محقق ساخته) استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 93/0 و 90/0، 91/0 و 89/0 و 86/0 و 88/ سنجیده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چند گانه و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS22 استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد بین توسعه پایدار اجتماعی با خط مشی‌های فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی رابطه معنی‌داری وجود دارد. بین توسعه پایدار اجتماعی با خط‌مشی‌های فرهنگی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: توسعه پایدار اجتماعی با تأکید بر خط مشی‌گذاری‌های فرهنگی و همچنین حقوق شهروندی بر جوامع مدرن در ابعاد مختلفی همچون بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری ها، و افزایش مشارکت عمومی تأثیرات بسیار زیادی می‌گذارد.

تأثیر الگوریتم‌های پیش‌بینی یادگیری ماشین بر جامعه‌شناسی

دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-109

https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231882

بیتا نوری

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تأثیر الگوریتم‌های پیش‌بینی یادگیری ماشین بر جامعه‌شناسی بود.این پژوهش با معرفی و پیاده‌سازی یک چارچوب نوآورانه مبتنی بر یادگیری انتقالی و گردآوری داده‌های چند محیطی، به‌صورت ترکیبی پتانسیل الگوریتم‌های مدرن را در تحلیل مسائل اجتماعی در بسترهای گوناگون فرهنگی و اقتصادی موردبررسی قرار می‌دهد. برخلاف مطالعات پیشین که عمدتاً محدود به یک جامعه یا مجموعه‌داده خاص بوده‌اند، رویکرد پیشنهادی با بهره‌گیری از ترکیب مدل‌های یادگیری نظارت شده و انتقالی، امکان تعمیم‌پذیری یافته‌ها را از یک جامعه به جامعه‌ای دیگر فراهم می‌کند. داده‌ها از منابع متنوع بین فرهنگی گردآوری و پس از پیش‌پردازش تطبیقی، الگوریتم‌هایی مانند جنگل تصادفی، شبکه عصبی، ماشین بردار پشتیبان و رگرسیون لجستیک بر روی آن‌ها اعمال شد.
یافته ها: نتایج، نه‌تنها عملکرد بالاتر الگوریتم‌ها را در محیط‌های ناهمگن اجتماعی نشان می‌دهد، بلکه ارتباط میان متغیرهای فرهنگی، اقتصادی و تفسیر اجتماعی مدل‌های پیش‌بینی را نیز برجسته می‌کند. نوآوری‌های این پژوهش در استفاده از یادگیری انتقالی، اعتبارسنجی بین جامعه‌ای و تحلیل حساسیت فرهنگی الگوریتم‌ها است که می‌تواند مسیر جدیدی برای مطالعات داده‌محور در جامعه‌شناسی باز کند و زمینه‌ساز سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر داده و عدالت اجتماعی قرار گیرد
.
نتیجه گیری: رشد شتابان داده‌های کلان و توسعه الگوریتم‌های یادگیری ماشین در سال‌های اخیر، زمینه‌ساز انقلاب مفهومی و روشی قابل‌توجهی در حیطه جامعه‌شناسی شده است.

بررسی تأثیر فرهنگ فقر بر توسعه پایدار اجتماعی (مورد مطالعه خانوارهای شهری سنین30-50 سال شهر کهنوج)

دوره 2، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jasd.2026.588647.1030

روح الله چراغپور

چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر فرهنگ فقر بر توسعه پایدار اجتماعی در بین خانوارهای شهری سنین(30-50 سال) شهر کهنوج در سال 1404 انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه خانوارهای شهری سنین(30-50 سال) شهر کهنوج در سال 1404 که بنابر اعلام مرکز آمار استان کرمان 22497 نفر می باشد که از این تعداد378 نفربه صورت روش نمونه گیری 3 مرحله ای سهمیه ای،خوشه ای و تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از دو پرسشنامه فرهنگ فقر از دیدگاه بساطیان(1390) ، و پرسشنامه توسعه پایدار اجتماعی از دیدگاه مختاری ملک آبادی و همکاران(1393) استفاده گردیده است. پرسشنامه فرهنگ فقر با 15 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 89/0 و 91/0، و پرسشنامه توسعه پایدار اجتماعی با 40 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 88/0 و 90/0 استفاده گردیده است. تمام تجزیه و تحلیل‌های آماری از طریق نرم‌افزارهای کامپیوتری SPSS و PLS انجام گرفته است. یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که فرهنگ فقر بر توسعه پایدار اجتماعی در شهر کهنوج تأثیر معنی داری دارد. نتیجه گیری: در محیطی که فقر فرهنگی در آن حاکم است افراد از حد متعارف زندگی خود خارج و به سمت تجمل‌گرایی منفی حرکت می‌کنند که نتیجه آن ترویج هرج و مرج،رشد آفت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه عدم توسعه پایدار اجتماعی است.

بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرح‌های حمایتی مشاغل خانگی مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی

دوره 2، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jasd.2026.589596.1031

امین نیکپور

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرح‌های حمایتی مشاغل خانگی اجرا شده مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است. جامعه‌آماری این تحقیق شامل 204 نفر از مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن بودند که طی سال‌های‌1400تا 1404 از سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن وام اشتغال‌زایی دریافت کرده‌اند.که به صورت روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه 27 سوالی عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرح‌های حمایتی مشاغل خانگی(محقق ساخته) استفاده گردید که از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است. تمام تجزیه و تحلیل‌های آماری از طریق نرم‌افزارهای کامپیوتری SPSS و PLS انجام گرفته است. یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که بین عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرح‌های حمایتی مشاغل خانگی مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتیجه‌گیری: باتوجه ‌به نقش روزافزون مشاغل خانگی در توانمندسازی و خودکفایی افراد کمتر برخوردار جامعه و در نتیجه پویایی اقتصاد و جامعه کشور، شناسایی دقیق عوامل مؤثر بر توسعه این بخش از اهمیت بالایی برخوردار است.

مطالعه دلایل جامعه‌شناختی شکل‌گیری خشونت علیه زنان ایرانی: فراتحلیل پژوهش‌های بازه زمانی 1362 الی 1404

دوره 2، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590579.1034

طاها عشایری، طاهره جهان پرور، الهام حسین زاده حسنارودی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل کمی مطالعات انجام‌شده در زمینه تأثیر سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر خشونت علیه زنان در ایران انجام شد.روش: جامعه آماری شامل ۸۶ مطالعه شناسایی‌شده از پایگاه‌های علمی معتبر داخلی در بازه زمانی ۱۴۰۴-۱۳۶۲ بود. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و بررسی کیفیت روش‌شناختی، ۴۵ مطالعه به عنوان حجم نمونه وارد تحلیل شدند. برای محاسبه اندازه اثر از ضریب همبستگی و تبدیل z-فیشر استفاده گردید و داده‌ها با نرم‌افزار CMA2 تحلیل شدند.یافته‌ها: سرمایه اجتماعی با اندازه اثر (۰.۴۲۱-) قوی‌ترین بازدارنده خشونت بود. در مؤلفه‌ها، حمایت خانوادگی (۰.۳۸۷-)، اعتماد خانوادگی (۰.۳۵۲-) و پیوندهای خانوادگی (۰.۲۹۵-) بیشترین تأثیر را داشتند. سرمایه فرهنگی با اندازه اثر (۰.۳۸۳-) رابطه معکوس نشان داد که سرمایه تحصیلی (۰.۴۰۵-) قوی‌ترین عامل و سواد رسانه‌ای (۰.۲۷۵-) و مصرف رسانه جمعی (۰.۱۸۰-) در رتبه‌های بعدی قرار داشتند. سرمایه اقتصادی با اندازه اثر (۰.۳۹۵-) نیز رابطه منفی معناداری داشت که پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا (۰.۳۷۰-) و درآمد بالا (۰.۳۵۵-) مؤثرترین مؤلفه‌ها بودند.نتیجه‌گیری: تقویت هم‌زمان سرمایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از طریق برنامه‌های حمایت خانوادگی، ترویج تحصیلات زنان و بهبود وضعیت اقتصادی، راهبرد کلیدی در کاهش خشونت علیه زنان بوده و مداخلات تک‌بعدی کارایی لازم را ندارند.