بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و روحیه کارآفرینی در بین دانشجویان
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-13
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.215434
سیروس احمدی، مریم مختاری، ناهید عباسی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و روحیه کارآفرینی در بین دانشجویان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق دانشجویان دانشگاه یاسوج هستند که 391 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها و اطلاعات تحقیق از پرسشنامه 49 سوالی روحیه کارآفرینی سیادت و همکاران (1391) و پرسشنامه 34 سوالی سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن (2000) استفاده شد. پایایی پرسشنامه روحیه کارآفرینی 912/0 و پایایی پرسشنامه سرمایه اجتماعی 875/0 سنجده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، روحیه کارآفرینی دانشجویان در سطح متوسط میباشد. رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه اجتماعی و روحیه کارآفرینی وجود دارد. بعلاوه، هیچ یک از متغیرهای جمعیتی رابطه معناداری با روحیه کارآفرینی نشان نمیدهند.
نتیجهگیری: با افزایش سرمایه اجتماعی می توان روحیه کارآفرینی را در بین دانشجویان ارتقا داد و از این طریق به یکی از مسائل اجتماعی مهم کشور یعنی بیکاری فارغ التحصیلان کمک کرد.
"ظهور مفهوم مصرفگرایی سیاسی در جامعهشناسی سیاسی: یک رویکرد ترمینولوژیکال"
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.220297
محمدرضا حیاتی مهر، قربانعلی سبکتکین ریزی، زهرا حضرتی صومعه
چکیده چکیده
مصرفگرایی سیاسی به عنوان یک پدیده نوظهور، افراد را قادر میسازد تا از طریق انتخاب کالاها و خدمات سازگار با ارزشهای خود، در فرایندهای اجتماعی و سیاسی مشارکت کنند. این پدیده بر بازار متمرکز است و در جوامعی که جامعه مدنی قوی نیست، نمیتواند ظهور کند. پژوهش حاضر به بررسی ظهور مفهوم مصرفگرایی سیاسی در جامعهشناسی سیاسی میپردازد. این پژوهش به تبیین ماهیت، بسترها، اشکال و فرایند مصرفگرایی سیاسی به عنوان یک روش غیرنهادی در مشارکت سیاسی پرداخته و از روش اسنادی و کتابخانهای استفاده شده است. جامعه آماری و نمونهگیری در آن وجود ندارد. ابزارهای جمعآوری دادهها شامل منابع کتابخانهای و مقالات منتشر شده در اینترنت است. شیوه جمعآوری دادهها بر اساس فیشبرداری بر مبنای سؤالات و اهداف پژوهش انجام شده است. نتایج نشان میدهد که مصرفگرایی سیاسی یکی از اشکال جدید مشارکت سیاسی است که در جوامع توسعهیافته رواج یافته است.
موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران: تحلیل تطبیقی و نقدی بر دیدگاه های احمد اشرف
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-12
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.235931
آمنه عباسی، داریوش رضاپور
چکیده این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی محتوای کتاب موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران اثر احمد اشرف، به بررسی ساختاری علل تاریخی توسعهنیافتگی سرمایهداری صنعتی در ایران میپردازد. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی جهتدار است که با بهرهگیری از مفاهیم برگرفته از نظریههای نهادگرایی تاریخی، توسعه وابسته و دولت توسعهگرا، به کدگذاری و استخراج مضامین کلیدی از متن کتاب پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که موانع رشد سرمایهداری در ایران را میتوان در دو سطح «موانع داخلی» (شامل ساختار عشیرهای، ناامنی اقتصادی و سیاسی و ساختارهای اجتماعی بازدارنده) و «موانع خارجی» (مانند استعمار، نفوذ اقتصاد جهانی و سرمایهگذاری اقتصادی ناکارآمد) طبقهبندی کرد. این دو دسته از عوامل در قالب یک چرخه بازتولید وابستگی ساختاری عمل کردهاند که مانع شکلگیری طبقات تولیدگر و نهادهای کارآمد شدهاند. مقایسه تطبیقی با تجربه کشورهای ترکیه و هند نشان میدهد که ضعف در اراده اصلاح نهادی و فقدان دولت توسعهگرا، از عوامل تمایز ایران با این کشورهاست. در تحلیل نهایی، پژوهش حاضر ضمن تأیید غنای تاریخی اثر اشرف، بر کاستیهای نظری و غفلت از امکانپذیری اصلاح ساختارها نیز تأکید دارد. این مطالعه با نگاهی به تداوم تاریخی موانع توسعه در ایران، ضرورت بازاندیشی در نهادهای سیاسی و اقتصادی کنونی را برجسته میسازد.
شناسایی و سطح بندی عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.574054.1025
محمد هادی منصور لکورج، زهرا شمس احسان
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و سطح بندی عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد بود.
روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از جوانان پسر 20 تا 30 سال بهبود یافته از اعتیاد هستند که به مرکز درمان و بازتوانی کاهش آسیب در شهر تهران مراجعه کرده بودند که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. جهت تحلیل عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و سطح بندی هر یک از عوامل به دست آمده از مدل ساختاری تفسیری ISM استفاده شد. همچنین جهت بررسی روابط بین متغیرها، شناسایی و سطحبندی عوامل از تحلیل عاملی تاییدی، تکنیک مدل سازی با استفاده از نرم افزارSmart PLS3 بهره گرفته شد. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، 15مقوله شناسایی شد. مقولههای شناسایی شده شامل حمایت خانواده، پذیرشاجتماعی، توانمندسازی اقتصادی، دسترسی به خدمات روانشناختی، حمایت از سلامت جسمی، آموزش مهارتهای زندگی، مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، حمایت و مشارکت سازمانهای غیردولت، تسهیلات مسکن پایدار، آموزش شغلی و فنی، ایجاد حس هویت و ارزش شخصی، برنامههای حمایتی دولتی، تسهیلات بازتوانی و بازگشت به جامعه، گروههای حمایتی و خودیاری، نظارت و پیگیری منظم می باشد.
نتیجهگیری: ادغام اجتماعی یکی از مهمترین برنامههایی است که از طریق آن میتوان به کنترل اوضاع، حمایتهای عاطفی و ابزاری جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و در نتیجه کاهش آسیبهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر پرداخت.
تأثیر فرهنگ ملی بر امنیت و سلامت جامعه
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 13-33
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.233541
کیومرث مولادوست
چکیده زمینه و هدف: فرهنگ هر ملتی سبب دوام و سلامت آن است. ایران نیز با برخورداری از فرهنگی غنی و پیشینهای تاریخی پربار، برای تحقق ثبات و اقتدار ملی، به فرهنگ اصیل خود وابسته است. این پژوهش در پی آن است تا با رویکردی تفسیری، اثرات فرهنگ ملی ایران را بر امنیت و سلامت جامعهی ایرانی روایت کند.
روش و مواد: نگاه نظری پژوهش مبتنی بر رویکرد خردگرایانه و منطبق با تحقیقات پیشین و مشاهدات و تجربهی زیسته است. روش پژوهش بر اساس هدف بنیادی و از منظر جمعآوری دادهها روش توصیفی میباشد.
یافتهها: استیلای مذهب بر همۀ شئون حاکمیتی و حکمرانی کشور ازجمله شئون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باعث شده است، بسیاری از بخشهای فرهنگ ایرانی نادیده گرفته شود. این مطالعه سعی دارد تا بیان کند که نادیدهگرفتن فرهنگ، آیینها و سنتهای ایرانی باعث خسران زیاد به امنیت و سلامت جامعه ایرانی میشود و دست پنهان فرهنگ از این خسران جلوگیری میکند و باعث بازتولید آن میشود. فرهنگ ملی در انسجام ملی و حفظ تمامیت ارضی ایران مؤثر است.
نتیجهگیری: تقویت و توجه به فرهنگ ملی و ایرانی، باعث افزایش اقتدار و چهرهی مطلوب جهانی ایران میشود. اشتراکهای فرهنگی و آیینهای فراگیر، میتواند امنیت، صلح و دوستی و سلامت اجتماعی را برای ایران بههمراه داشته باشد.
تحلیل جامعه شناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 14-26
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.220296
روح اله چراغپور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاهآزاد اسلامی واحد بابل بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دختر مشغول به تحصیل مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل در سال 1403 بودند به تعداد (1093) نفر، که از این تعداد 284 بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه86 سوالی عواملاجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب (محقق ساخته) و پرسشنامه 17 سوالی گرایش به حجاب استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 93/0 و 90/0 و 91/0 و 89/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین عواملاجتماعی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل رابطه معنیداری وجود دارد. بین عواملفرهنگی مؤثر بر گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: از نگاه جامعه شناختی، حجاب در بستری از روابط اجتماعی شکل میگیرد که در آن چهارچوب، مسائل زنان دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و همچنین مؤلفههای مذهبی، معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که از پارادایم و منظرهای مختلف قابل بررسی است.
تحلیل و تدوین الگوهای برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 24-44
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.575389.1026
علیرضا غفاری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تدوین الگوهای برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی در روستای خبر بود.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی-توسعهای و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاییان روستای گردشگری بخش خبر شهرستان بافت بود به تعداد (756) نفر، که از این تعداد 255 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب 93/0 و 90/0 سنجیده شد. جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از هر دو ماتریس ارزیابی عوامل بیرونی(EFE) و دورنی (IFE) و جهت شناسایی الگوهای برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی از مدل برنامه ریزی استراتژیک، ماتریسSWOT استفاده شد.
یافتهها: نتایج، گویای این است که با توجه به این موضوع که سطح آسیب پذیری روستاها، به دلیل توسعهی گردشگری بسیار بالاست، برنامه ریزی و مدیریت در امر گردشگری، با توجه به محدود بودن فرصت ها و بالابودن نقاط ضعف، امری ضروری است.
نتیجهگیری: صنعت گردشگری یکی از منابع مهم تولید، درآمد، اشتغال و ایجاد زیر ساخت ها برای نیل به توسعه پایدار بشمار میآید.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی (مورد مطالعه: زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 25-43
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223978
زهرا آقاجانی، علی رحمانی فیروزجاه، ابوالقاسم حیدرآبادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی در بین زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر بود.
روش پژوهش: پژوهش فوق، از نظر هدف، تحقیقی کاربردی است و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 65 سوالی (محقق ساخته) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر قائمشهر میباشند که به منظور مشاوره خانوادگی به مراکز مشاوره این شهر مراجعه کردهاند که تعداد آنها 1134 نفر بود. به منظور تعیین حجم نمونه در تحقیق حاضر از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه 288 نفر به دست آمد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین روابط فرا زناشویی زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 61 درصد)، بین سبک زندگی مدرن زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 63 درصد)، بین سطح فردی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 59 درصد)، بین فرستایش سرمایه اجتماعی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 69 درصد)، بین فرستایش سرمایه فرهنگی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 67 درصد)، بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 60 درصد) همبستگی معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: طلاق عاطفی یکی از آسیبهایی است که بسیاری از خانوادهها با آن مواجه هستند. فروپاشی پیوندهای زناشویی از برجستهترین نمونههای تحولات مرتبط با خانواده امروزی است. ازاینرو، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر طلاق عاطفی هرچهبیشتر احساس میگردد.
جرایم جوامع و مناطق آزاد تجاری و تکنیک های پیشگیری از آن در راستای توسعه و پیشرفت
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 27-44
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.215435
حسین رنجبر، زینب درزی نیا
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، جرایم جوامع و مناطق آزاد تجاری و تکنیکهای پیشگیری از آن در راستای توسعه و پیشرفت بود.
یافتهها: تحقیق و بررسیهایی در این زمینه دریافت شد که علاوه بر جرائم شایعی مانند رانت، اختلاس، رشوه، سرقت، جرائم خاصی مانند قاچاق، ورود و اقامت اتباع خارجی بدون مجوز، گواهی خلاف واقع کوتاژ و غیره در این مناطق به وفور رخ میدهد. هم چنین تکنیکهای پیشگیری اجتماعی را میتوان در قالب تدابیر بهبود و سالمسازی محیط، آگاهی رسانی عمومی و غیره بهبود داد. جهت پیشگیری وضعی نیز خنثی سازی عوامل جرم زا و انگیزههای بزه کارانه و... مفید میباشند.
نتیجهگیری: پیشگیری از جرم در مناطق آزاد تجاری نیازمند یک رویکرد چند جانبه است که شامل اقدامات امنیتی، آموزشی و همکاریهای بین سازمانی میشود. با توجه به نیازهای خاص هر منطقه، پیاده سازی این استراتژیها میتواند به کاهش نرخ جرم و افزایش امنیت در این مناطق بیانجامد.
بررسی جامعه شناختی تاثیر سبک زندگی بر توسعه فرهنگی و اجتماعی (مورد مطالعه کلان شهر تهران)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 34-51
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.233542
رضا خسروی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی تأثیر سبک زندگی بر توسعه فرهنگی و اجتماعی در کلان شهر تهران بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از شهروندان تهرانی ساکن مناطق شمال، جنوب، مرکز، شرق و غرب تهران هستند که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه39 سوالی سبک زندگی (محقق ساخته) و پرسشنامه 44 سوالی توسعه فرهنگی و اجتماعی (محقق ساخته) استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 92/0 و 90/0 و 89/0 و 91/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد سبک زندگی بر توسعه فرهنگی در کلان شهرتهران تأثیر معنیداری دارد. سبک زندگی بر توسعه اجتماعی در کلان شهر تهران تأثیر معنیداری دارد.
نتیجهگیری: سبکهای زندگی بخش جداییناپذیر زندگی اجتماعی روزمره در جهان مدرن هستند و نقش اساسی در تعاملات اجتماعی و در نتیجه توسعه فرهنگی و اجتماعی دارند.
دلایل و پیامدهای عمل کاشت ناخن در بین زنان ساکن شهر قوچان
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 44-61
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223979
حسین قدرتی، الهه هاشمی، شفیعه قدرتی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی و فهم جامعه شناسانه انجام کاشت ناخن در میان زنـان شهر قوچان اسـت.
روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. ابزار استفاده شده برای گردآوری دادهها، مصـاحبه نیمه ساخت یافته بوده است. جهت انتخاب افراد مصاحبه شونده از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد از نمونه گیری نظری استفاده شده است. جامعه بررسی شده، زنان ساکن شهر قوچاناند کـه تجربه کاشت ناخن داشتهاند. تعداد نمونه بررسی شده 27 نفر از زنان 20 ـ 60 ساله است که تجربه کاشت ناخن داشتهاند.
یافتهها: براساس یافتهها، شرایط علی این پژوهش، ترس از طردشدن و تصویر ذهنی منفی نسبت به دستهایشان بـوده اسـت. میل بـه زیبایی (وابرازگرایی بدنی) پدیده محوری پژوهش است که در بستر ارزشهای اجتماعی و شـرایط خـانوادگی اتفـاق افتـاده است. محدودیتهای اجتماعی و حس تعارض شرایط و مداخله گری تبلیغات و ترغیب دیگـران بـه کاشت ناخن شـرایط تسهیل گر این پدیده است. پیامدها و آثار مطالعه عمل کاشت ناخن در این پژوهش، افزایش اعتمادبه نفس، صـرفه جـویی در زمان و صرفه جویی اقتصادی است.
نتیجهگیری: در شرایط جامعهای رو به تغییر که زنان چندان جایگاهی در امور اجتماعی ندارند و محدودیتهای متعددی اعمال میشود، بدن یکی از ابزارهای بسیار مؤثر در ابراز و نمایش خود میگردد.
فراتحلیل آسیبشناسی استفادهِ نامتعارف از شبکههای اجتماعی در نوجوانان ایرانی مبتنی بر خرده فرهنگها
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 45-68
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.239806
آرمان حیدری، علی مختاری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، آسیبشناسی استفادهِ نامتعارف از شبکههای اجتماعی در نوجوانان ایرانی مبتنی بر خرده فرهنگها بود.
روش: این مقاله با روش کیفی و با تکنیک فراتحلیل، مجموعه تحقیقات مربوط به این حوزه را مورد ارزیابی و شناخت قرار داده، و بعد از دسته بندی و نقد رویکرد آنان، چارچوب نظری پیشنهادی را برای تحلیل این پدیده ارائه نموده است. ادعای اساسی محققان این است که شناخت درست مسأله مستلزم استفاده از نظریهای ترکیبی است. بدین ترتیب که هر دو دسته ویژگیهای شبکههای مجازی(جنبه عرضه) و ویژگیهای فرهنگی و ساختاری محلی- ملی(بستر تقاضا) در تعامل با یکدیگر چگونگی انتخابهای خاص کارگزاران در شبکههای مجازی را تعیین میکنند.
یافتهها: تحلیل نظری تحقیقات پیشین نشان میدهد که در جامعه ما استفاده غیر متعارف و بیرویه از این شبکهها در حال تبدیل شدن به تهدید میباشد تهدیدی که در صورت عدم شناسایی منجر به بحرانهای آتی خواهد شد، اما شناسایی این تهدیدها میتواند گامی مؤثر در راستای کاهش یا حذف آنها تلقی شود.
نتیجه گیری: شبکههای اجتماعی در کنار امتیازهایی که دارند، استفاده بیرویه و اعتیاد گونه از این رسانههای نوین میتواند پیامدهای منفی، چالشهای بین نسلی و بطور کلی نابهنجاریها و آسیبهای اجتماعی زیادی را در زندگی افراد به وجود آورند. با این حال، براساس آمار، استفاده نامتعارف و مغایر با ارزشهای جامعه از شبکههای اجتماعی یکی از پرکاربردترین و جذابترین انتخابها در میان جوانان ایرانی است.
شناسایی و اولویت بندی راهکارهای مدیریتی مؤثر در تحقق انضباط اجتماعی
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 45-60
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223977
سید مهدی حسینی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی راهکارهای مدیریتی مؤثر در تحقق انضباط اجتماعی کارکنان دادگستری استان آذربایجان شرقی بود.
روش: این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ نوع تحقیق توصیفی میباشد. جامعة آماری این تحقیق شامل 25 نفر از کارکنان دادگستری استان آذربایجان شرقی بودند که به روش کاملاً هدفمند شناسایی و انتخاب شدند. تحقیق حاضر از نوع طرحهای تحقیق آمیخته میباشد. به منظور اولویتبندی عوامل شناسایی شده راهکارهای مدیریتی مؤثر در تحقق انضباط اجتماعی از تکنیک تصمیم گیری MCDM با کمک تکنیک آماری AHP استفاده شد.
یافتهها: نتایج رتبه بندی متغیرها نشان داد وظیفهشناسی و مسئولیتپذیری با وزن 395/0 در رتبه اول، انگیزش کاری با وزن 390/0 در رتبه دوم، کنترل اجتماعی کارکنان با وزن 387/0 در رتبه سوم، توسعه فردی و حرفهای با وزن 386/0 در رتبه چهارم، اعمال صحیح قوانین و مقررات با وزن 331/0 در رتبه پنجم، برنامه ریزی و مدیریت هدفمند با وزن 283/0 در رتبه ششم، مشارکت کارکنان در تصمیمگیریها با وزن 274/0 در رتبه هفتم قرار دارند.
نتیجه گیری: نظم اجتماعی، مستلزم نظم و انضباط فردی افراد است و زندگی سالم اجتماعی در سیستمها و نظامها زمانی تحقق مییابد که افراد، قوانین، قواعد، مقررات، حدود و حقوق یکدیگر را محترم شمارند.
بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی (مورد مطالعه بخش ماهان شهرستان کرمان)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 52-72
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234865
حسین صداقت
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی در بخش ماهان شهرستان کرمان بود.
روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاییان 6 روستای گردشگر پذیر بخش ماهان شهرستان کرمان بود به تعداد (7656) نفر، که از این تعداد 366 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب 93/0 و 90/0 سنجیده شد. جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از هر دو ماتریس ارزیابی عوامل بیرونی (EFE) و دورنی (IFE) و جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی از ماتریس SWOT استفاده شد. همچنین برای تعیین اولویت معیارها و زیرمعیارهای تحقیق از مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی موسوم به AHP استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از ماتریس سوات نشان میدهد بین عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی در بخش ماهان شهرستان کرمان رابطه معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: گردشگری از مهمترین فعالیتهای انسان معاصر است که همراه با بوجود آوردن تغییراتی شگرف در سیمای زمین، اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و روش زندگی انسانها را دگرگون میسازد.
بررسی مقایسهای مفهوم عدالت در جامعه شناسی اسلامی و جامعه شناسی غربی (مقایسه نظریة عدالت در اندیشههای شهید مرتضی مطهری(ره) و جان راولز)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 62-79
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223981
مهرشاد میردار نجفی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسهای مفهوم عدالت در جامعه شناسی اسلامی و جامعه شناسی غربی با تمرکز بر آرای شهید مرتضی مطهری و مایکل والزر بود. برای دستیابی به الگوی عدالت از دیدگاه این دو متفکر، سه معرفت «فلسفی» (شامل معرفتشناسی، انسانشناسی و هستیشناسی)، «پارادایمی» و «علمی» (شامل نظریه و مدل) در نظر گرفته شده و دادهها گردآوری و با استفاده از روش تطبیقی، تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای این تحقیق نشان میدهد باوجود اشتراکات دو متفکر در اهمیت دادن به جامعه و اجتماع در تلقی از مواهب اجتماعی و اصول توزیع آن، شهید مطهری حقوق جامعه را نسبت به حقوق افراد مقدم میداند و با نسبیگرایی و تکثرگراییِ حداکثری در مواهب و اصول توزیع موافق نیست. وی همچنین برخلاف رویکرد والزر معتقد به وجود برخی از ادراکات جهانشمول و ثابت در عدالت است. از طرف دیگر والزر با احصای حوزههای جزئی یازدهگانه از عدالت (عضویت، امنیت و رفاه، پول و کالا، منصب، کار سخت، اوقات فراغت، آموزش، خویشاوندی و عشق، تشخیص و رسمیت، فیض الهی و قدرت سیاسی)، به حفظ استقلال هر حوزه از «سلطه» و «انحصار» تأکید دارد؛ اما شهید مطهری با بیان سه حوزهی کلی از عدالت (عدل الهی، عدالت فردی و عدالت اجتماعی) قائل به وجود رابطهی «همهجانبه» تأثیر میان آنها در ساختاری است که عدل الهی زیربنای عدالت بشری و عدالت فردی زیربنای عدالت اجتماعی است.
نتیجهگیری: عدالت از منظر اجتماعی- اقتصادی و سیاسی مورد توجه محققان و اندیشمندان میباشد. از آنجا که جنبشهای اجتماعی و انقلابهای سیاسی زیادی تاکنون برای تحقق امر عدالت و برابری در دنیا صورت گرفته است اما هنوز بر سرتحقیق یک جامعه معتدل اتفاق نظری وجود ندارد.
تأثیر فناوریهای نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 69-77
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231883
بیتا نوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فناوریهای نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران بود.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد، به بررسی عمقی پیامدهای ورود هوش مصنوعی بر بازار کار ایران و ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن میپردازد. دادهها با مصاحبه نیمهساختاریافته از متخصصان فناوری، مدیران منابع انسانی و نیروی کار جمعآوری و با روش کدگذاری چندمرحلهای تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که هوش مصنوعی علاوه بر افزایش بهرهوری و ظهور مشاغل دانشی، موجب حذف مشاغل تکراری و افزاینده شکاف مهارتی شده و روابط کاری را دچار تحولات بنیادی ساخته است. در کنار فرصتها، چالشهایی چون تشدید نابرابری اجتماعی، احساس بیگانگی شغلی و تهدید عدالت دیجیتال نیز ظاهر شده است.
نتیجهگیری: سیاستگذاران با ارتقای آموزش مهارتهای فناورانه و حمایت از گروههای آسیبپذیر، فرایند سازگاری جامعه با تحولات فناورانه را تسهیل کنند.
شناسایی و اولویت بندی موانع مشارکت شهروندان در خدمات شهری (مورد مطالعه شهر شادگان)
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 61-77
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223976
فواد مکوندی، حسین صداقت، علی خنافره
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی موانع مشارکت شهروندان در خدمات شهری شهر شادگان بود.
روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و اکتشافی–آمیخته است. نمونه گیری بصورت هدفمند و از اعضای شورای شهر، شهرداران قبلی و فعلی شهر شادگان و معاونان آنها به تعداد 13 نفر انجام شد. پس از شناسایی موانع از طریق تحلیل محتوا پیشینه تحقیق، پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت تهیه و بصورت فن دلفی در 3 دور توزیع گردید که تعدادی از مؤلفهها حذف گردیدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد چهار عامل ساختار و مختصات شهری مدیریت شهری، پاداش و انتظار پاداش از مشارکت و ساختارهای مشارکت موانع مشارکت شهروندان در خدمات شهری شناسایی شدند و پس از ترسیم درخت تصمیم اقدام به تهیه پرسشنامه مقایسات زوجی گردید که از طریق نرم افزارExpert Choice 11 اولویت بندی موانع مشارکت شهروندان در خدمات شهری شهر شادگان بدست آمد.
نتیجه گیری: مشارکت منجر به کاهش هزینهها میشود زیرا منافع مدیریت شهر و ساکنان به هم وابسته است و چنانچه امر مشارکت محقق شود، بسیاری از خدمات مورد نیاز شهروندان در داخل شهر و با استفاده از ظرفیتهای همان شهر تأمین میشود.
بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر قانونگریزی موتور سیکلت سواران (مورد مطالعه شهر مشهد)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 73-91
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234866
علی اصغر عباسی اسفجیر، ابوالقاسم حیدرآبادی، مرتضی ذره پرور تالی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی جامعه شناختی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری این پژوهش شامل (384) نفر از رانندگان(راکبین) موتورسیکلت که با توجه به شاخصها و معیارهای کارشناسان پلیس راهنمایی و رانندگی، قانونگریز شناخته شده بودند میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه23 سوالی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر قانون گریزی (محقق ساخته) و پرسشنامه 8 سوالی قانونگریزی استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 87/0 و 89/0 و 91/0 و 93/0 سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرمافزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که 1- بین عوامل اجتماعی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد. 2- بین عوامل فرهنگی مؤثر بر قانونگریزی موتور سیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد. 3- بین عوامل اقتصادی مؤثر بر قانونگریزی موتورسیکلت سواران شهر مشهد رابطه معنیداری وجود دارد.
نتیجه گیری: در صورتیکه بخواهیم به هدف کنترل موفق رفتارهای متخلفان در زمینه رانندگی دست یابیم، بهترین راه، تقویت مکانیسمهای کنترل غیررسمی، به ویژه از طریق تقویت مؤلفههای سرمایه اجتماعی است.
واکاوی علل، زمینهها و پیامدهای گرایش به ازدواج سفید با رویکرد جامعهشناختی
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 78-101
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.239807
سید حمید رضوی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، واکاوی علل، زمینهها و پیامدهای گرایش به ازدواج سفید با رویکرد جامعهشناختی در شهر شیراز بود.
روش: روش پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش نظریه زمینهای بود. جامعه پژوهش شامل کلیه جوانان شهر شیراز (مرد و زن) که در این رابطه قرار گرفته و به صورت همخانه این سبک زندگی را انتخاب نمودهاند بودند که براساس نمونه گیری گلوله برفی و با استفاده از تکنیک اشباع داده ها، 19 نفر انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش گراندد تئوری (نظریه داده بنیاد) انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 67 کد از بین 383 مفهوم شناسایی شد که 67 کد اولیه در قالب 9 مقوله شامل وضعیت اقتصادی افراد، کاهش هزینههای سرسامآور ازدواج دائمی، جهانبینی فردی، طرد خانوادگی، مدرنیته، تسهیل روابط دختر و پسر، استحاله ارزشهای سنتی در ارزشهای جهانی، مطلقهبودن، بیاعتمادی و عدم مسئولیتپذیری به دست آمد.
نتیجهگیری: جوانان به عنوان سرمایههای انسانی جامعه محسوب میشوند و با توجه به تغییر و تحولات سریع جامعه لزوم پژوهش و شناخت وضعیت آنها از اهمیت زیادی برخوردار است.
تحلیل جامعه شناختی ابعاد توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی در صنعت نفت و گاز کشور
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 80-98
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.223999
عباس گیسویی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعه شناختی ابعاد توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی در صنعت نفت و گاز کشور بود. روش: این پژوهش مروری-توصیفی به بررسی مرور ادبیات از بین کلیه مطالعات انجامشده در ارتباط با تحلیل جامعه شناختی ابعاد توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی در صنعت نفت و گاز کشور در طی 10سال اخیر (از سال 1393 تا سال 1403) پرداخته که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده بودند. پس از جستجوی اولیه از مقالات و پایان نامههای مرتبط با موضوع و غربالگری آنها، تعداد 12 مقاله انتخاب و بررسی شده است. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که شاخصهای مشارکت مردمی، تحولات درآمد نفت و رشد شهرنشینی، حکومت داری و شفافیت، تغییرات معیشتی، سبک زندگی، دگرگونی ارزشها و هنجارها، مشکلات زیست محیطی، نابرابریهای اجتماعی- اقتصادی صادرات نفت، ضعف مهارتهای شغلی و تشدید نابرابری، برنامههای اقتصادی و عمرانی مبتنی بر درآمد نفت از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار در صنعت نفت و گاز کشور می باشند.نتیجه گیری: در ایران نفت به عنوان ستون فقرات درآمدهای اقتصادی، بر تحولات اجتماعی گوناگون از جمله تحرک اجتماعی و توسعه پایدار اثر میگذارد.در کشورهای دارای وفور منابع خدادادی مانند ایران، درآمد حاصل از منابع طبیعی، به دلایل مختلفی از جمله عدم مدیریت صحیح درآمدها، میتواند با تاثیرگذاری بر شرایط اجتماعی و اقتصادی به عنوان مانعی برای توسعه پایدار تبدیل گردد. بنابراین نفت هم میتواند عامل رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی باشد و هم می تواند مانع آن باشد.
تحلیل جامعه شناختی رابطه توسعه پایدار اجتماعی با خط مشیهای فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی (مورد مطالعه دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی)
دوره 1، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 92-111
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.234867
محمدعلی نیک بخش
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تحلیل جامعه شناختی رابطه توسعه پایدار اجتماعی با خط مشیهای فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی میباشند به تعداد (270) نفر، که از این تعداد 159 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از سه پرسشنامه توسعه پایدار اجتماعی (محقق ساخته)، پرسشنامه خط مشیهای فرهنگی (محقق ساخته)، و پرسشنامه حقوق شهروندی(محقق ساخته) استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 93/0 و 90/0، 91/0 و 89/0 و 86/0 و 88/ سنجیده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چند گانه و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS22 استفاده شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین توسعه پایدار اجتماعی با خط مشیهای فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی رابطه معنیداری وجود دارد. بین توسعه پایدار اجتماعی با خطمشیهای فرهنگی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی رابطه معنی داری وجود دارد.
نتیجهگیری: توسعه پایدار اجتماعی با تأکید بر خط مشیگذاریهای فرهنگی و همچنین حقوق شهروندی بر جوامع مدرن در ابعاد مختلفی همچون بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری ها، و افزایش مشارکت عمومی تأثیرات بسیار زیادی میگذارد.
تأثیر الگوریتمهای پیشبینی یادگیری ماشین بر جامعهشناسی
دوره 1، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-109
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231882
بیتا نوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تأثیر الگوریتمهای پیشبینی یادگیری ماشین بر جامعهشناسی بود.این پژوهش با معرفی و پیادهسازی یک چارچوب نوآورانه مبتنی بر یادگیری انتقالی و گردآوری دادههای چند محیطی، بهصورت ترکیبی پتانسیل الگوریتمهای مدرن را در تحلیل مسائل اجتماعی در بسترهای گوناگون فرهنگی و اقتصادی موردبررسی قرار میدهد. برخلاف مطالعات پیشین که عمدتاً محدود به یک جامعه یا مجموعهداده خاص بودهاند، رویکرد پیشنهادی با بهرهگیری از ترکیب مدلهای یادگیری نظارت شده و انتقالی، امکان تعمیمپذیری یافتهها را از یک جامعه به جامعهای دیگر فراهم میکند. دادهها از منابع متنوع بین فرهنگی گردآوری و پس از پیشپردازش تطبیقی، الگوریتمهایی مانند جنگل تصادفی، شبکه عصبی، ماشین بردار پشتیبان و رگرسیون لجستیک بر روی آنها اعمال شد.
یافته ها: نتایج، نهتنها عملکرد بالاتر الگوریتمها را در محیطهای ناهمگن اجتماعی نشان میدهد، بلکه ارتباط میان متغیرهای فرهنگی، اقتصادی و تفسیر اجتماعی مدلهای پیشبینی را نیز برجسته میکند. نوآوریهای این پژوهش در استفاده از یادگیری انتقالی، اعتبارسنجی بین جامعهای و تحلیل حساسیت فرهنگی الگوریتمها است که میتواند مسیر جدیدی برای مطالعات دادهمحور در جامعهشناسی باز کند و زمینهساز سیاستگذاریهای مبتنی بر داده و عدالت اجتماعی قرار گیرد.
نتیجه گیری: رشد شتابان دادههای کلان و توسعه الگوریتمهای یادگیری ماشین در سالهای اخیر، زمینهساز انقلاب مفهومی و روشی قابلتوجهی در حیطه جامعهشناسی شده است.
جامعهشناسی رسانههای اجتماعی و فضای مجازی در ایران
دوره 1، شماره 1، بهار 1404، صفحه 78-90
https://doi.org/10.22034/jasd.2025.231881
بیتا نوری
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیرات چندبعدی رسانههای اجتماعی و فضای مجازی بر جامعه ایران بود.
روش: روش پژوهش حاضر روش ترکیبی (تحلیل محتوا و نظرسنجی) که به بررسی الگوهای مصرف رسانه، تحولات هویتی، شکلگیری جنبشهای نوین اجتماعی و دگرگونی گفتمان عمومی می پردازد.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که اگرچه این فناوریها فرصتهایی برای ارتباطات نوین و مشارکت مدنی ایجاد کردهاند، اما با چالشهای جدی مانند گسترش اطلاعات نادرست، تهدید حریم خصوصی و تعمیق شکافهای اجتماعی همراه بودهاند. پژوهش حاضر با ترسیم نقشهای جامع از این تعاملات پیچیده، در نهایت راهکارهای سیاستی برای مدیریت هوشمندانه فضای مجازی و توسعه سواد دیجیتال ارائه میدهد.
نتیجه گیری: مواجهه جامعه ایران با این پدیده نیازمند بازتعریف راهبردی در سطوح فردی، اجتماعی و حکمرانی است. رسانههای اجتماعی و فضای مجازی نهتنها شیوههای ارتباطی افراد را دگرگون ساختهاند، بلکه تأثیرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی کشور گذاشتهاند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر مهاجرت اقشار متوسط روستایی به شهر
دوره 1، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 102-122
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.553679.1014
ماجده قلی پور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر مهاجرت اقشار متوسط روستایی به شهر در روستای گلیجان بخش مرکزی تنکابن بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود و نمونه آماری پژوهش متشکل از (366) نفر از ساکنان 20-50 ساله این بخش روستایی است که به روش نمونه گیری چند مرحلهای انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین عوامل مؤثر بر مهاجرت اقشار متوسط روستایی به شهر در قالب چهار تم اصلی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل اداری و خدماتی و عوامل طبیعی و زیست محیطی دستهبندی شدند. برای رتبهبندی عوامل از روشAHP فازی و جهت تجزیه و تحلیل داده و اولویتبندی عوامل و شاخصها از نرم افزار Expert Choice استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین (انگیزههای پیشرفت در شهر، رفت و آمد با اقوام و آشنایان، تأثیر شبکههای اجتماعی، کمبودشغل، درآمد پایین، نبود فرصت های سرمایهگذاری و کارآفرینی، نبود امکانات آموزشی مناسب، پایین بودن خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، نامساعد بودن خدمات تفریحی و اوقات فراغت، اقلیم نامناسب سرد و خشک، کمبود آب کشاورزی و شرب) رابطه معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: مهاجرت روستائیان به شهرها و مراکز شهری باعث میشود که از طرفی روستاها از نیروهای فعال خالی شوند و این روستائیان که به شهر رفته اند از طرف دیگر باعث بروز مشکلاتی در محیط شهری می شوند.
فهم تجربه زیسته جوانان از توسعه سیاسی: یک مطالعه کیفی در یزد
دوره 2، شماره 1، بهار 1405
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.584779.1027
شکیلا مرادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر فهم جامعهشناختی دغدغههای مرتبط با توسعه سیاسی جوانان و تبیین الگوهای مشارکت، کنارهگیری و اعتراض آنان است.
روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و بر پایه روش نظریه زمینهای انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۲۰ دانشجوی نوورود دانشگاه یزد گردآوری شد و فرایند تحلیل دادهها بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: فهم دغدغههای مرتبط با توسعه سیاسی جوانان تنها به حوزه رسمی سیاست محدود نیست، بلکه با مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جنسیتی و تجربههای روزمره آنان پیوند خورده است. نارضایتی از قوانین اجباری، محدودیتهای جنسیتمحور، مشکلات اقتصادی، احساس نابرابری، نادیدهانگاری فردی و بیاعتمادی به حکمرانی از مهمترین مقولات برآمده از دادههاست. با وجود این نارضایتیها، بسیاری از مشارکتکنندگان از خشونت فاصله میگیرند و اعتراض مسالمتآمیز را شکل مطلوبتر کنش سیاسی میدانند. در عین حال، ترس از پیامدهای سیاسی و اجتماعی، ترجیح امنیت و رستگاری فردی، و باور به تغییرناپذیری شرایط، آنان را به سمت نوعی بدبینی، انفعال و «گلامپیسم سیاسی» سوق میدهد. بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، اعتراضباوری خشونتپرهیز پدیده مرکزی مطالعه است که در تعامل با نارضایتیهای چندگانه، قانونگرایی، مشارکتناپذیری سیاسی و ترجیح منافع فردی شکل میگیرد.
نتجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که کاهش مشارکت رسمی جوانان لزوماً به معنای بیتفاوتی سیاسی نیست، بلکه میتواند نشانه تغییر شکل کنش سیاسی و ظهور الگوهای پیچیدهتر اعتراض، احتیاط و مطالبهگری مدنی باشد.
