فهم تجربه زیسته جوانان از توسعه سیاسی: یک مطالعه کیفی در یزد
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.584779.1027
شکیلا مرادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر فهم جامعهشناختی دغدغههای مرتبط با توسعه سیاسی جوانان و تبیین الگوهای مشارکت، کنارهگیری و اعتراض آنان است.
روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و بر پایه روش نظریه زمینهای انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۲۰ دانشجوی نوورود دانشگاه یزد گردآوری شد و فرایند تحلیل دادهها بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: فهم دغدغههای مرتبط با توسعه سیاسی جوانان تنها به حوزه رسمی سیاست محدود نیست، بلکه با مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جنسیتی و تجربههای روزمره آنان پیوند خورده است. نارضایتی از قوانین اجباری، محدودیتهای جنسیتمحور، مشکلات اقتصادی، احساس نابرابری، نادیدهانگاری فردی و بیاعتمادی به حکمرانی از مهمترین مقولات برآمده از دادههاست. با وجود این نارضایتیها، بسیاری از مشارکتکنندگان از خشونت فاصله میگیرند و اعتراض مسالمتآمیز را شکل مطلوبتر کنش سیاسی میدانند. در عین حال، ترس از پیامدهای سیاسی و اجتماعی، ترجیح امنیت و رستگاری فردی، و باور به تغییرناپذیری شرایط، آنان را به سمت نوعی بدبینی، انفعال و «گلامپیسم سیاسی» سوق میدهد. بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، اعتراضباوری خشونتپرهیز پدیده مرکزی مطالعه است که در تعامل با نارضایتیهای چندگانه، قانونگرایی، مشارکتناپذیری سیاسی و ترجیح منافع فردی شکل میگیرد.
نتجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که کاهش مشارکت رسمی جوانان لزوماً به معنای بیتفاوتی سیاسی نیست، بلکه میتواند نشانه تغییر شکل کنش سیاسی و ظهور الگوهای پیچیدهتر اعتراض، احتیاط و مطالبهگری مدنی باشد.
برساخت اجتماعی کنشگری زنان در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی: مطالعهای کیفی
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.586367.1028
فریده حمیدی
چکیده هدف: زنان بهعنوان یکی از مهمترین کنشگران اجتماعی، نقش مؤثری در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جوامع ایفا میکنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر بر کنشگری زنان در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل 30 نفر از زنان بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مؤلفههای کنشگری زنان در سه بُعد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قابل تبیین هستند. در بُعد فرهنگی، مقولههایی نظیر خانواده مبتنی بر گفتمان ارتباطی، نابرابری فرهنگی، سرمایه فرهنگی، سرمایه نمادین، چالش هویتی، ستم فرهنگی، فقر فرهنگی و گذار از سنت به مدرنیته شناسایی شد. در بُعد سیاسی، سرمایه نمادین سیاسی، خشونت نمادین علیه زنان، شکلگیری عادتوارههای جدید، کنش ارتباطی با حاکمیت، تعارضات قدرت، کنش هدفمند و کنش راهبردی حاکمیت استخراج گردید. همچنین در بُعد اجتماعی، سرمایه شناختی اجتماعی، نابرابری اجتماعی، تحول عادتوارهها، چالش سنت و مدرنیته، هویت اجتماعی پویا و الگوهای تعامل با ساختارهای حاکمیتی بهعنوان مهمترین مقولات شناسایی شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کنشگری زنان در مواجهه با مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، پدیدهای چندبعدی و متأثر از تعامل میان سرمایههای فرهنگی و نمادین، فرایندهای هویتیابی، ساختارهای قدرت و شرایط نابرابری اجتماعی است. بر این اساس، ارتقای سرمایههای فرهنگی و اجتماعی زنان میتواند زمینه ایفای نقش مؤثرتر زنان را در فرایندهای توسعه اجتماعی فراهم سازد.
طراحی مدل جامعه شناختی مسئولیت اجتماعی زنان شاغل: راهبردها، پیامدها و پیشایندها (مورد مطالعه اداره کل جهاد کشاورزی استان سمنان)
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.588586.1029
سکینه نوری نسب، سید محمد زرگر، احتشام رشیدی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل جامعه شناختی مسئولیت اجتماعی: راهبردها، پیامدها و پیشایندها زنان شاغل در اداره کل جهاد کشاورزی استان سمنان بود. روش: جامعه پژوهش شامل20 نفر از مدیران و خبرگان حوزه جامعه شناختی مسئولیت اجتماعی زنان شاغل اعضاء هیأت علمی، مدیران و کارشناسان زن شاغل در اداره کل جهاد کشاورزی استان سمنان بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافتهها: یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد. 8 مضمون فراگیر و 28 مضمون سازمان دهنده و 63کد اولیه مسئولیت اجتماعی زنان شاغل(راهبردها، پیامدها و پیشایندها) هستند. مضامین(سازمانفراگیر) در قالب8 بعد ارائه شد که عبارتاند از: عوامل انسانی، عوامل سازمانی، راهبردهای فردی، راهبردهای مدیریتی، راهبردهای ارتباطات سازمانی، راهبردهای اقدامات سازمانی، پیشایندها، پیامدها. نتیجهگیری: ادغام اجتماعی یکی از مهمترین برنامههایی است که از طریق آن میتوان به کنترل اوضاع، حمایتهای عاطفی و ابزاری جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و در نتیجه کاهش آسیبهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر پرداخت.
بررسی تأثیر فرهنگ فقر بر توسعه پایدار اجتماعی (مورد مطالعه خانوارهای شهری سنین30-50 سال شهر کهنوج)
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.588647.1030
روح الله چراغپور
چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر فرهنگ فقر بر توسعه پایدار اجتماعی در بین خانوارهای شهری سنین(30-50 سال) شهر کهنوج در سال 1404 انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه خانوارهای شهری سنین(30-50 سال) شهر کهنوج در سال 1404 که بنابر اعلام مرکز آمار استان کرمان 22497 نفر می باشد که از این تعداد378 نفربه صورت روش نمونه گیری 3 مرحله ای سهمیه ای،خوشه ای و تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از دو پرسشنامه فرهنگ فقر از دیدگاه بساطیان(1390) ، و پرسشنامه توسعه پایدار اجتماعی از دیدگاه مختاری ملک آبادی و همکاران(1393) استفاده گردیده است. پرسشنامه فرهنگ فقر با 15 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 89/0 و 91/0، و پرسشنامه توسعه پایدار اجتماعی با 40 سوال و روایی و پایایی به ترتیب 88/0 و 90/0 استفاده گردیده است. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرمافزارهای کامپیوتری SPSS و PLS انجام گرفته است. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که فرهنگ فقر بر توسعه پایدار اجتماعی در شهر کهنوج تأثیر معنی داری دارد. نتیجه گیری: در محیطی که فقر فرهنگی در آن حاکم است افراد از حد متعارف زندگی خود خارج و به سمت تجملگرایی منفی حرکت میکنند که نتیجه آن ترویج هرج و مرج،رشد آفتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه عدم توسعه پایدار اجتماعی است.
بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرحهای حمایتی مشاغل خانگی مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.589596.1031
امین نیکپور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرحهای حمایتی مشاغل خانگی اجرا شده مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است. جامعهآماری این تحقیق شامل 204 نفر از مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن بودند که طی سالهای1400تا 1404 از سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن وام اشتغالزایی دریافت کردهاند.که به صورت روش نمونهگیری تصادفی ساده و در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه 27 سوالی عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرحهای حمایتی مشاغل خانگی(محقق ساخته) استفاده گردید که از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرمافزارهای کامپیوتری SPSS و PLS انجام گرفته است. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که بین عوامل مؤثر بر موفقیت و پایداری اقتصادی طرحهای حمایتی مشاغل خانگی مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان تنکابن رابطه معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: باتوجه به نقش روزافزون مشاغل خانگی در توانمندسازی و خودکفایی افراد کمتر برخوردار جامعه و در نتیجه پویایی اقتصاد و جامعه کشور، شناسایی دقیق عوامل مؤثر بر توسعه این بخش از اهمیت بالایی برخوردار است.
طراحی مدل آسیبهای اجتماعی و فرهنگی در مدارس مقطع متوسطه پسرانه شهر بابل
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.589787.1032
سیده زهرا حسینی درون کلائی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل آسیبهای اجتماعی و فرهنگی در مدارس مقطع متوسطه پسرانه شهر بابل بود. روش: جامعه پژوهش شامل18 نفر از مدیران و خبرگان حوزه آسیبهای اجتماعی و فرهنگی در مدارس اعضاء هیأت علمی، مدیران، معاونین و معلمان مدارس مقطع متوسطه پسرانه شهر بابل بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافتهها: یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد. 6 مضمون فراگیر و 30 مضمون سازمان دهنده و 240 کد اولیه آسیبهای اجتماعی و فرهنگی در مدارس هستند. مضامین(سازمانفراگیر) در قالب6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: آسیبهای رفتاری و انضباطی آسیبهای انحرافی و روانی-اجتماعی، آسیبهای ساختاری-خانوادگی و اقتصادی، آسیبهای آموزشی و شناختی، آسیبهای تربیتی و هویتی، آسیبهای ساختاری و ارزشی فرهنگی. نتیجهگیری: افزایش ناهنجاریهای رفتاری در بین دانشآموزان از یک طرف بیانگر شروع ناهنجاری در سنین پایین و از طرف دیگر بیانگر تداوم آن در آینده است که در نهایت بنیانهای جامعه را به مخاطره خواهد انداخت.
