جامعهشناسی انتخابات و نمایندگی پساکثرتپذیر در اندیشه سیاستشهری پوپولیسم
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590820.1035
وحید ذوالفقاری
چکیده مصاف سیاست علیه دموکراسی به منزله بیگبنگ اقلیم انتخابات، فقرهای از دوئل ذوقیات و مطالبات جامعه با ظنیّات و مصوّبات قدرت است که استبدادِ حقیقت اصحاب قدرت را به پاس تجارب نوزیسته سیاسی به مسلخ استیضاح کشاند. این تدبیر خلقکاوانه، سیاست نمایندگی را درد کنشسوز و اندیشهپریش فهم میکند که رنج تعلیق کارگزاری را در شهروندان دوچندان ساخت. این قسم پویش جمعی، با سندروم ولایت مطلقه اجتماعی، اراده معطوف به نفی و نخواهندگی قدرت را با دمیدن بر نای سوژه ناخشنود فعال میسازد. این تئاتر مواجهه با خطکشی انتخاباتی بین قدرت پوزیسیون و مقاومت اپوزیسیون و دراندازی جدال پُرتکرار بین اجتماع عقول و ازدحام نفوس، سیاستشهر نوینی را اراده کرده که با تدبیر فرانمایندگی و کثرتشکن هدایت میشود. ناظر به این منطق موقعیت، پرسشی اندیشهساز بها یافته که آیا تمتّع گفتاری و کرداری پوپولیسم، امکانی برای حدزنی بر قدرت و درمان ترومای نمایندگی سیاسی تمهید میکند؟ عطف به فرضیه پژوهش، تعزیر بر منطق موقعیت قُدمای قدرت، دموکراسی را رخدادی تکینه در رتوریک پوپولیستی بدل ساخته که با ارائه فهمی بازیگوش از سیاست نمایندگی، آشوب را اراده میکند. یافته پژوهش با تأکید بر عبور پوپولیسم از جمهور بازی کثرتها و تفاوتها، برسازنده جامعه فراپلورالیستی شده که با شکافتن سقف سیاست مألوف، کفایت تغییر فُرم جهت برساختن جامعه فضیلتمند را تدبیر میکند.
مطالعه دلایل جامعهشناختی شکلگیری خشونت علیه زنان ایرانی: فراتحلیل پژوهشهای بازه زمانی 1362 الی 1404
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590579.1034
طاها عشایری، طاهره جهان پرور، الهام حسین زاده حسنارودی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل کمی مطالعات انجامشده در زمینه تأثیر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر خشونت علیه زنان در ایران انجام شد.روش: جامعه آماری شامل ۸۶ مطالعه شناساییشده از پایگاههای علمی معتبر داخلی در بازه زمانی ۱۴۰۴-۱۳۶۲ بود. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و بررسی کیفیت روششناختی، ۴۵ مطالعه به عنوان حجم نمونه وارد تحلیل شدند. برای محاسبه اندازه اثر از ضریب همبستگی و تبدیل z-فیشر استفاده گردید و دادهها با نرمافزار CMA2 تحلیل شدند.یافتهها: سرمایه اجتماعی با اندازه اثر (۰.۴۲۱-) قویترین بازدارنده خشونت بود. در مؤلفهها، حمایت خانوادگی (۰.۳۸۷-)، اعتماد خانوادگی (۰.۳۵۲-) و پیوندهای خانوادگی (۰.۲۹۵-) بیشترین تأثیر را داشتند. سرمایه فرهنگی با اندازه اثر (۰.۳۸۳-) رابطه معکوس نشان داد که سرمایه تحصیلی (۰.۴۰۵-) قویترین عامل و سواد رسانهای (۰.۲۷۵-) و مصرف رسانه جمعی (۰.۱۸۰-) در رتبههای بعدی قرار داشتند. سرمایه اقتصادی با اندازه اثر (۰.۳۹۵-) نیز رابطه منفی معناداری داشت که پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا (۰.۳۷۰-) و درآمد بالا (۰.۳۵۵-) مؤثرترین مؤلفهها بودند.نتیجهگیری: تقویت همزمان سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از طریق برنامههای حمایت خانوادگی، ترویج تحصیلات زنان و بهبود وضعیت اقتصادی، راهبرد کلیدی در کاهش خشونت علیه زنان بوده و مداخلات تکبعدی کارایی لازم را ندارند.
