شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری منطبق بر مدیریت نوین هتلداری (مورد مطالعه گروه هتلهای ایرانگردی و جهانگردی)
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.601776.1038
علی رئیس پور
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسائی و اولویتبندی عوامل موثر بر توسعه گردشگری منطبق بر مدیریت نوین هتلداری در گروه هتلهای ایرانگردی و جهانگردی بود.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود و نمونه آماری پژوهش متشکل از(255) نفر از کارکنان شرکت سرمایهگذاری ایرانگردی و جهانگردی بود که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین شاخصهای توسعه گردشگری منطبق بر مدیریت نوین هتلداری در قالب چهارتم اصلی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل اداری و خدماتی دستهبندی شدند. برای رتبهبندی عوامل از روشAHP فازی و جهت تجزیه و تحلیل داده و اولویتبندی عوامل و شاخصها از نرم افزار Expert Choice استفاده گردید. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین (شناسایی سنتها و میراث فرهنگی مردم هر منطقه، شناسایی عملکردها و ارزشهای فرهنگی مورد قبول مردم هر منطقه، اهمیت دادن کارکنان و پرسنل به محیط زیست، اطلاع رسانی و نصب نمادها راهنمای گردشگران،رعایت قوانین و مقررات و آداب و رسوم محلی، ترویج گردشگری سلامت محور و دوستدار طبیعت، سرمایه گذاری در انرژی های پاک و ارتقای برند گردشگری،تامین پول نقد و فرصتهای شغلی در توسعه صنعت گردشگری، گسترش همکاریهای بینالمللی در زمینه جذب توریست، مدیریت بحران و توجه کافی به آموزش نیروی انسانی متخصص، شیوههای پایداری مانند به حداقل رساندن زباله و بازیافت) رابطه معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: صنعت گردشگری و توجه به مدیریت نوین هتلداری به عنوان یکی از بخشهای مهم اقتصادی جهان، نقش بسزایی در اشتغال زایی، درآمدزایی و توسعه پایدار دارد.
جامعهشناسی انتخابات و نمایندگی پساکثرتپذیر در اندیشه سیاستشهری پوپولیسم
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590820.1035
وحید ذوالفقاری
چکیده مصاف سیاست علیه دموکراسی به منزله بیگبنگ اقلیم انتخابات، فقرهای از دوئل ذوقیات و مطالبات جامعه با ظنیّات و مصوّبات قدرت است که استبدادِ حقیقت اصحاب قدرت را به پاس تجارب نوزیسته سیاسی به مسلخ استیضاح کشاند. این تدبیر خلقکاوانه، سیاست نمایندگی را درد کنشسوز و اندیشهپریش فهم میکند که رنج تعلیق کارگزاری را در شهروندان دوچندان ساخت. این قسم پویش جمعی، با سندروم ولایت مطلقه اجتماعی، اراده معطوف به نفی و نخواهندگی قدرت را با دمیدن بر نای سوژه ناخشنود فعال میسازد. این تئاتر مواجهه با خطکشی انتخاباتی بین قدرت پوزیسیون و مقاومت اپوزیسیون و دراندازی جدال پُرتکرار بین اجتماع عقول و ازدحام نفوس، سیاستشهر نوینی را اراده کرده که با تدبیر فرانمایندگی و کثرتشکن هدایت میشود. ناظر به این منطق موقعیت، پرسشی اندیشهساز بها یافته که آیا تمتّع گفتاری و کرداری پوپولیسم، امکانی برای حدزنی بر قدرت و درمان ترومای نمایندگی سیاسی تمهید میکند؟ عطف به فرضیه پژوهش، تعزیر بر منطق موقعیت قُدمای قدرت، دموکراسی را رخدادی تکینه در رتوریک پوپولیستی بدل ساخته که با ارائه فهمی بازیگوش از سیاست نمایندگی، آشوب را اراده میکند. یافته پژوهش با تأکید بر عبور پوپولیسم از جمهور بازی کثرتها و تفاوتها، برسازنده جامعه فراپلورالیستی شده که با شکافتن سقف سیاست مألوف، کفایت تغییر فُرم جهت برساختن جامعه فضیلتمند را تدبیر میکند.
طراحی الگوی حکمرانی خوب و پایدار مبتنی بر سرمایه اجتماعی در شهرداری تهران
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.601204.1036
احمد رضا بنایی اسماعیلی، محمد محمدی، محمدرضا سلطانی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی حکمرانی خوب و پایدار مبتنی بر سرمایه اجتماعی در شهرداری تهران بود. روش: جامعه پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و خبرگان حوزه حکمرانی خوب و پایدار و سرمایه اجتماعی ، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان مناطق 22 گانه شهرداری تهران بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافتهها: یافتههای تحلیل شبکة مضامین نتایج نشان داد 225 کد اولیه ، 45 کد محوری، 6 مضمون اصلی شامل اعتماد و مشروعیت در فرآیند حکمرانی خوب و پایدار، شبکهها و جریان اطلاعات در سیاستگذاری، مشارکت شهروندی و حکمرانی مشارکتی، هنجارها، ارزشها و اخلاق سیاستگذاری، عدالت، کرامت انسانی و نهادهای میانجی، دانش بومی، تابآوری، هویت و تبدیل سرمایه اجتماعی بهدست آمد. نتیجهگیری: سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مولفههای کلیدی توسعه پایدار، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت حکمرانی و موفقیت سیاست گذاری های عمومی ایفا می کند.
تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.602247.1039
حمید صحرابانی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری پژوهش دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران در سال 1405 بودند به تعداد(1096) نفر، که از این تعداد 285 بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه73 سوالی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن(محقق ساخته) استفاده گردید.روایی و پایایی آن به ترتیب 0/91 و 0/89 سنجیده شد.تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.یافتهها:نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین عواملاجتماعی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران رابطه معنیداری وجود دارد. بین عواملفرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران رابطه معنیداری وجود دارد.نتیجهگیری:دختران جوان به ظواهر جسمانی و بدنی خود اهمیت ویژهای میدهند. در شرایط حاضر مدیریت بدن و ظاهر نیز برای پسران از اهمیت ویژهای برخوردار است که احتمالاً میتواند متأثر از ویژگیهای مدرنیته متأخر باشد. زیرا در مدرنیته متأخر، آنچه ما میپوشیم یا آنچه که بدن خود را توسط آنها آراسته میکنیم، نوعی ایده بدن محوری را مطرح میکند که خود و شخصیت ما را میسازد.درنتیجه،دختران جوان به آن ظواهری از زندگی خود اهمیت داده و بر آن نظارت دارند که تحت کنترل و در حوزه قدرت خود دارند.
مطالعه دلایل جامعهشناختی شکلگیری خشونت علیه زنان ایرانی: فراتحلیل پژوهشهای بازه زمانی 1362 الی 1404
https://doi.org/10.22034/jasd.2026.590579.1034
طاها عشایری، طاهره جهان پرور، الهام حسین زاده حسنارودی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل کمی مطالعات انجامشده در زمینه تأثیر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر خشونت علیه زنان در ایران انجام شد.روش: جامعه آماری شامل ۸۶ مطالعه شناساییشده از پایگاههای علمی معتبر داخلی در بازه زمانی ۱۴۰۴-۱۳۶۲ بود. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و بررسی کیفیت روششناختی، ۴۵ مطالعه به عنوان حجم نمونه وارد تحلیل شدند. برای محاسبه اندازه اثر از ضریب همبستگی و تبدیل z-فیشر استفاده گردید و دادهها با نرمافزار CMA2 تحلیل شدند.یافتهها: سرمایه اجتماعی با اندازه اثر (۰.۴۲۱-) قویترین بازدارنده خشونت بود. در مؤلفهها، حمایت خانوادگی (۰.۳۸۷-)، اعتماد خانوادگی (۰.۳۵۲-) و پیوندهای خانوادگی (۰.۲۹۵-) بیشترین تأثیر را داشتند. سرمایه فرهنگی با اندازه اثر (۰.۳۸۳-) رابطه معکوس نشان داد که سرمایه تحصیلی (۰.۴۰۵-) قویترین عامل و سواد رسانهای (۰.۲۷۵-) و مصرف رسانه جمعی (۰.۱۸۰-) در رتبههای بعدی قرار داشتند. سرمایه اقتصادی با اندازه اثر (۰.۳۹۵-) نیز رابطه منفی معناداری داشت که پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا (۰.۳۷۰-) و درآمد بالا (۰.۳۵۵-) مؤثرترین مؤلفهها بودند.نتیجهگیری: تقویت همزمان سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از طریق برنامههای حمایت خانوادگی، ترویج تحصیلات زنان و بهبود وضعیت اقتصادی، راهبرد کلیدی در کاهش خشونت علیه زنان بوده و مداخلات تکبعدی کارایی لازم را ندارند.
