نشریه «رهیافتی در جامعهشناسی و توسعه» فصلنامهای علمی-پژوهشی با دسترسی آزاد است که با هدف گسترش تبادل علمی و ارتقای پژوهشهای میانرشتهای در حوزههای جامعهشناسی، علوم اجتماعی و مطالعات توسعه پایدار توسط انتشارات راز نهان منتشر میشود. این نشریه مقالات علمی را از طریق فرآیند داوری تخصصی دو سو ناشناس (Double-blind peer review) مورد ارزیابی قرار میدهد و در تمامی مراحل انتشار، اصول و استانداردهای کمیته اخلاق نشر (COPE) را رعایت میکند. همه مقالات ارسالی توسط نرم افزار مشابهت یاب (همانندجو و سمیم نور) بررسی میشوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران متخصص به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند. در این نشریه برای بررسی مقالات از روش داوری همتا (دوسو ناشناس) استفاده میشود. از این رو نویسندگان باید اطمینان حاصل کنند که نوشته ی آنان به نحوی هویت آنان را آشکار ننماید. (مطالعه بیشتر درباره این نشریه)
اطلاعات اصلی نشریه
صاحب امتیاز : انتشارات راز نهان
دوره انتشار: فصلنامه
نوع مقاله: پژوهشی و مروری
زبان: فارسی، چکیده انگلیسی
نوع داوری: دو سو ناشناس
حوزه تخصصی: جامعهشناسی، علوم اجتماعی، توسعه پایدار
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسائی و اولویتبندی عوامل موثر بر توسعه گردشگری منطبق بر مدیریت نوین هتلداری در گروه هتلهای ایرانگردی و جهانگردی بود.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود و نمونه آماری پژوهش متشکل از(255) نفر از کارکنان شرکت سرمایهگذاری ایرانگردی و جهانگردی بود که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. همچنین شاخصهای توسعه گردشگری منطبق بر مدیریت نوین هتلداری در قالب چهارتم اصلی، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل اداری و خدماتی دستهبندی شدند. برای رتبهبندی عوامل از روشAHP فازی و جهت تجزیه و تحلیل داده و اولویتبندی عوامل و شاخصها از نرم افزار Expert Choice استفاده گردید. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین (شناسایی سنتها و میراث فرهنگی مردم هر منطقه، شناسایی عملکردها و ارزشهای فرهنگی مورد قبول مردم هر منطقه، اهمیت دادن کارکنان و پرسنل به محیط زیست، اطلاع رسانی و نصب نمادها راهنمای گردشگران،رعایت قوانین و مقررات و آداب و رسوم محلی، ترویج گردشگری سلامت محور و دوستدار طبیعت، سرمایه گذاری در انرژی های پاک و ارتقای برند گردشگری،تامین پول نقد و فرصتهای شغلی در توسعه صنعت گردشگری، گسترش همکاریهای بینالمللی در زمینه جذب توریست، مدیریت بحران و توجه کافی به آموزش نیروی انسانی متخصص، شیوههای پایداری مانند به حداقل رساندن زباله و بازیافت) رابطه معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: صنعت گردشگری و توجه به مدیریت نوین هتلداری به عنوان یکی از بخشهای مهم اقتصادی جهان، نقش بسزایی در اشتغال زایی، درآمدزایی و توسعه پایدار دارد.
چکیده مصاف سیاست علیه دموکراسی به منزله بیگبنگ اقلیم انتخابات، فقرهای از دوئل ذوقیات و مطالبات جامعه با ظنیّات و مصوّبات قدرت است که استبدادِ حقیقت اصحاب قدرت را به پاس تجارب نوزیسته سیاسی به مسلخ استیضاح کشاند. این تدبیر خلقکاوانه، سیاست نمایندگی را درد کنشسوز و اندیشهپریش فهم میکند که رنج تعلیق کارگزاری را در شهروندان دوچندان ساخت. این قسم پویش جمعی، با سندروم ولایت مطلقه اجتماعی، اراده معطوف به نفی و نخواهندگی قدرت را با دمیدن بر نای سوژه ناخشنود فعال میسازد. این تئاتر مواجهه با خطکشی انتخاباتی بین قدرت پوزیسیون و مقاومت اپوزیسیون و دراندازی جدال پُرتکرار بین اجتماع عقول و ازدحام نفوس، سیاستشهر نوینی را اراده کرده که با تدبیر فرانمایندگی و کثرتشکن هدایت میشود. ناظر به این منطق موقعیت، پرسشی اندیشهساز بها یافته که آیا تمتّع گفتاری و کرداری پوپولیسم، امکانی برای حدزنی بر قدرت و درمان ترومای نمایندگی سیاسی تمهید میکند؟ عطف به فرضیه پژوهش، تعزیر بر منطق موقعیت قُدمای قدرت، دموکراسی را رخدادی تکینه در رتوریک پوپولیستی بدل ساخته که با ارائه فهمی بازیگوش از سیاست نمایندگی، آشوب را اراده میکند. یافته پژوهش با تأکید بر عبور پوپولیسم از جمهور بازی کثرتها و تفاوتها، برسازنده جامعه فراپلورالیستی شده که با شکافتن سقف سیاست مألوف، کفایت تغییر فُرم جهت برساختن جامعه فضیلتمند را تدبیر میکند.
احمد رضا بنایی اسماعیلی، محمد محمدی، محمدرضا سلطانی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی حکمرانی خوب و پایدار مبتنی بر سرمایه اجتماعی در شهرداری تهران بود. روش: جامعه پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و خبرگان حوزه حکمرانی خوب و پایدار و سرمایه اجتماعی ، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان مناطق 22 گانه شهرداری تهران بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. یافتهها: یافتههای تحلیل شبکة مضامین نتایج نشان داد 225 کد اولیه ، 45 کد محوری، 6 مضمون اصلی شامل اعتماد و مشروعیت در فرآیند حکمرانی خوب و پایدار، شبکهها و جریان اطلاعات در سیاستگذاری، مشارکت شهروندی و حکمرانی مشارکتی، هنجارها، ارزشها و اخلاق سیاستگذاری، عدالت، کرامت انسانی و نهادهای میانجی، دانش بومی، تابآوری، هویت و تبدیل سرمایه اجتماعی بهدست آمد. نتیجهگیری: سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مولفههای کلیدی توسعه پایدار، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت حکمرانی و موفقیت سیاست گذاری های عمومی ایفا می کند.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامعهشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری پژوهش دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران در سال 1405 بودند به تعداد(1096) نفر، که از این تعداد 285 بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه73 سوالی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن(محقق ساخته) استفاده گردید.روایی و پایایی آن به ترتیب 0/91 و 0/89 سنجیده شد.تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرم افزارهای کامپیوتری SPSS و LISREL انجام گرفت.یافتهها:نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین عواملاجتماعی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران رابطه معنیداری وجود دارد. بین عواملفرهنگی مؤثر بر مدیریت بدن در بین دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران رابطه معنیداری وجود دارد.نتیجهگیری:دختران جوان به ظواهر جسمانی و بدنی خود اهمیت ویژهای میدهند. در شرایط حاضر مدیریت بدن و ظاهر نیز برای پسران از اهمیت ویژهای برخوردار است که احتمالاً میتواند متأثر از ویژگیهای مدرنیته متأخر باشد. زیرا در مدرنیته متأخر، آنچه ما میپوشیم یا آنچه که بدن خود را توسط آنها آراسته میکنیم، نوعی ایده بدن محوری را مطرح میکند که خود و شخصیت ما را میسازد.درنتیجه،دختران جوان به آن ظواهری از زندگی خود اهمیت داده و بر آن نظارت دارند که تحت کنترل و در حوزه قدرت خود دارند.
طاها عشایری، طاهره جهان پرور، الهام حسین زاده حسنارودی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل کمی مطالعات انجامشده در زمینه تأثیر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر خشونت علیه زنان در ایران انجام شد.روش: جامعه آماری شامل ۸۶ مطالعه شناساییشده از پایگاههای علمی معتبر داخلی در بازه زمانی ۱۴۰۴-۱۳۶۲ بود. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و بررسی کیفیت روششناختی، ۴۵ مطالعه به عنوان حجم نمونه وارد تحلیل شدند. برای محاسبه اندازه اثر از ضریب همبستگی و تبدیل z-فیشر استفاده گردید و دادهها با نرمافزار CMA2 تحلیل شدند.یافتهها: سرمایه اجتماعی با اندازه اثر (۰.۴۲۱-) قویترین بازدارنده خشونت بود. در مؤلفهها، حمایت خانوادگی (۰.۳۸۷-)، اعتماد خانوادگی (۰.۳۵۲-) و پیوندهای خانوادگی (۰.۲۹۵-) بیشترین تأثیر را داشتند. سرمایه فرهنگی با اندازه اثر (۰.۳۸۳-) رابطه معکوس نشان داد که سرمایه تحصیلی (۰.۴۰۵-) قویترین عامل و سواد رسانهای (۰.۲۷۵-) و مصرف رسانه جمعی (۰.۱۸۰-) در رتبههای بعدی قرار داشتند. سرمایه اقتصادی با اندازه اثر (۰.۳۹۵-) نیز رابطه منفی معناداری داشت که پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا (۰.۳۷۰-) و درآمد بالا (۰.۳۵۵-) مؤثرترین مؤلفهها بودند.نتیجهگیری: تقویت همزمان سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از طریق برنامههای حمایت خانوادگی، ترویج تحصیلات زنان و بهبود وضعیت اقتصادی، راهبرد کلیدی در کاهش خشونت علیه زنان بوده و مداخلات تکبعدی کارایی لازم را ندارند.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فناوریهای نوظهور بر ساختارهای اجتماعی، مطالعه کیفی هوش مصنوعی و تغییرات الگوهای کار در ایران بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه دادهبنیاد، به بررسی عمقی پیامدهای ورود هوش مصنوعی بر بازار کار ایران و ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن میپردازد. دادهها با مصاحبه نیمهساختاریافته از متخصصان فناوری، مدیران منابع انسانی و نیروی کار جمعآوری و با روش کدگذاری چندمرحلهای تحلیل شدند. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، که هوش مصنوعی علاوه بر افزایش بهرهوری و ظهور مشاغل دانشی، موجب حذف مشاغل تکراری و افزاینده شکاف مهارتی شده و روابط کاری را دچار تحولات بنیادی ساخته است. در کنار فرصتها، چالشهایی چون تشدید نابرابری اجتماعی، احساس بیگانگی شغلی و تهدید عدالت دیجیتال نیز ظاهر شده است. نتیجهگیری: سیاستگذاران با ارتقای آموزش مهارتهای فناورانه و حمایت از گروههای آسیبپذیر، فرایند سازگاری جامعه با تحولات فناورانه را تسهیل کنند.
چکیده این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی محتوای کتاب موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران اثر احمد اشرف، به بررسی ساختاری علل تاریخی توسعهنیافتگی سرمایهداری صنعتی در ایران میپردازد. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی جهتدار است که با بهرهگیری از مفاهیم برگرفته از نظریههای نهادگرایی تاریخی، توسعه وابسته و دولت توسعهگرا، به کدگذاری و استخراج مضامین کلیدی از متن کتاب پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که موانع رشد سرمایهداری در ایران را میتوان در دو سطح «موانع داخلی» (شامل ساختار عشیرهای، ناامنی اقتصادی و سیاسی و ساختارهای اجتماعی بازدارنده) و «موانع خارجی» (مانند استعمار، نفوذ اقتصاد جهانی و سرمایهگذاری اقتصادی ناکارآمد) طبقهبندی کرد. این دو دسته از عوامل در قالب یک چرخه بازتولید وابستگی ساختاری عمل کردهاند که مانع شکلگیری طبقات تولیدگر و نهادهای کارآمد شدهاند. مقایسه تطبیقی با تجربه کشورهای ترکیه و هند نشان میدهد که ضعف در اراده اصلاح نهادی و فقدان دولت توسعهگرا، از عوامل تمایز ایران با این کشورهاست. در تحلیل نهایی، پژوهش حاضر ضمن تأیید غنای تاریخی اثر اشرف، بر کاستیهای نظری و غفلت از امکانپذیری اصلاح ساختارها نیز تأکید دارد. این مطالعه با نگاهی به تداوم تاریخی موانع توسعه در ایران، ضرورت بازاندیشی در نهادهای سیاسی و اقتصادی کنونی را برجسته میسازد.
زهرا آقاجانی، علی رحمانی فیروزجاه، ابوالقاسم حیدرآبادی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش به طلاق عاطفی در بین زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قائمشهر بود. روش پژوهش: پژوهش فوق، از نظر هدف، تحقیقی کاربردی است و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه 65 سوالی (محقق ساخته) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر قائمشهر میباشند که به منظور مشاوره خانوادگی به مراکز مشاوره این شهر مراجعه کردهاند که تعداد آنها 1134 نفر بود. به منظور تعیین حجم نمونه در تحقیق حاضر از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه 288 نفر به دست آمد. یافتهها: نتایج نشان داد بین روابط فرا زناشویی زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 61 درصد)، بین سبک زندگی مدرن زوجین و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 63 درصد)، بین سطح فردی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 59 درصد)، بین فرستایش سرمایه اجتماعی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 69 درصد)، بین فرستایش سرمایه فرهنگی خانواده و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 67 درصد)، بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و طلاق عاطفی زوجین (با ضریب همبستگی 60 درصد) همبستگی معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: طلاق عاطفی یکی از آسیبهایی است که بسیاری از خانوادهها با آن مواجه هستند. فروپاشی پیوندهای زناشویی از برجستهترین نمونههای تحولات مرتبط با خانواده امروزی است. ازاینرو، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر طلاق عاطفی هرچهبیشتر احساس میگردد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی و فهم جامعه شناسانه انجام کاشت ناخن در میان زنـان شهر قوچان اسـت. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. ابزار استفاده شده برای گردآوری دادهها، مصـاحبه نیمه ساخت یافته بوده است. جهت انتخاب افراد مصاحبه شونده از روش نمونه گیری هدفمند و برای تشخیص تعداد افراد از نمونه گیری نظری استفاده شده است. جامعه بررسی شده، زنان ساکن شهر قوچاناند کـه تجربه کاشت ناخن داشتهاند. تعداد نمونه بررسی شده 27 نفر از زنان 20 ـ 60 ساله است که تجربه کاشت ناخن داشتهاند. یافتهها: براساس یافتهها، شرایط علی این پژوهش، ترس از طردشدن و تصویر ذهنی منفی نسبت به دستهایشان بـوده اسـت. میل بـه زیبایی (وابرازگرایی بدنی) پدیده محوری پژوهش است که در بستر ارزشهای اجتماعی و شـرایط خـانوادگی اتفـاق افتـاده است. محدودیتهای اجتماعی و حس تعارض شرایط و مداخله گری تبلیغات و ترغیب دیگـران بـه کاشت ناخن شـرایط تسهیل گر این پدیده است. پیامدها و آثار مطالعه عمل کاشت ناخن در این پژوهش، افزایش اعتمادبه نفس، صـرفه جـویی در زمان و صرفه جویی اقتصادی است. نتیجهگیری: در شرایط جامعهای رو به تغییر که زنان چندان جایگاهی در امور اجتماعی ندارند و محدودیتهای متعددی اعمال میشود، بدن یکی از ابزارهای بسیار مؤثر در ابراز و نمایش خود میگردد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسهای مفهوم عدالت در جامعه شناسی اسلامی و جامعه شناسی غربی با تمرکز بر آرای شهید مرتضی مطهری و مایکل والزر بود. برای دستیابی به الگوی عدالت از دیدگاه این دو متفکر، سه معرفت «فلسفی» (شامل معرفتشناسی، انسانشناسی و هستیشناسی)، «پارادایمی» و «علمی» (شامل نظریه و مدل) در نظر گرفته شده و دادهها گردآوری و با استفاده از روش تطبیقی، تحلیل شدند. یافتهها: یافتههای این تحقیق نشان میدهد باوجود اشتراکات دو متفکر در اهمیت دادن به جامعه و اجتماع در تلقی از مواهب اجتماعی و اصول توزیع آن، شهید مطهری حقوق جامعه را نسبت به حقوق افراد مقدم میداند و با نسبیگرایی و تکثرگراییِ حداکثری در مواهب و اصول توزیع موافق نیست. وی همچنین برخلاف رویکرد والزر معتقد به وجود برخی از ادراکات جهانشمول و ثابت در عدالت است. از طرف دیگر والزر با احصای حوزههای جزئی یازدهگانه از عدالت (عضویت، امنیت و رفاه، پول و کالا، منصب، کار سخت، اوقات فراغت، آموزش، خویشاوندی و عشق، تشخیص و رسمیت، فیض الهی و قدرت سیاسی)، به حفظ استقلال هر حوزه از «سلطه» و «انحصار» تأکید دارد؛ اما شهید مطهری با بیان سه حوزهی کلی از عدالت (عدل الهی، عدالت فردی و عدالت اجتماعی) قائل به وجود رابطهی «همهجانبه» تأثیر میان آنها در ساختاری است که عدل الهی زیربنای عدالت بشری و عدالت فردی زیربنای عدالت اجتماعی است. نتیجهگیری: عدالت از منظر اجتماعی- اقتصادی و سیاسی مورد توجه محققان و اندیشمندان میباشد. از آنجا که جنبشهای اجتماعی و انقلابهای سیاسی زیادی تاکنون برای تحقق امر عدالت و برابری در دنیا صورت گرفته است اما هنوز بر سرتحقیق یک جامعه معتدل اتفاق نظری وجود ندارد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، جرایم جوامع و مناطق آزاد تجاری و تکنیکهای پیشگیری از آن در راستای توسعه و پیشرفت بود. یافتهها: تحقیق و بررسیهایی در این زمینه دریافت شد که علاوه بر جرائم شایعی مانند رانت، اختلاس، رشوه، سرقت، جرائم خاصی مانند قاچاق، ورود و اقامت اتباع خارجی بدون مجوز، گواهی خلاف واقع کوتاژ و غیره در این مناطق به وفور رخ میدهد. هم چنین تکنیکهای پیشگیری اجتماعی را میتوان در قالب تدابیر بهبود و سالمسازی محیط، آگاهی رسانی عمومی و غیره بهبود داد. جهت پیشگیری وضعی نیز خنثی سازی عوامل جرم زا و انگیزههای بزه کارانه و... مفید میباشند. نتیجهگیری: پیشگیری از جرم در مناطق آزاد تجاری نیازمند یک رویکرد چند جانبه است که شامل اقدامات امنیتی، آموزشی و همکاریهای بین سازمانی میشود. با توجه به نیازهای خاص هر منطقه، پیاده سازی این استراتژیها میتواند به کاهش نرخ جرم و افزایش امنیت در این مناطق بیانجامد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی در بخش ماهان شهرستان کرمان بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاییان 6 روستای گردشگر پذیر بخش ماهان شهرستان کرمان بود به تعداد (7656) نفر، که از این تعداد 366 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب 93/0 و 90/0 سنجیده شد. جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از هر دو ماتریس ارزیابی عوامل بیرونی (EFE) و دورنی (IFE) و جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی از ماتریس SWOT استفاده شد. همچنین برای تعیین اولویت معیارها و زیرمعیارهای تحقیق از مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی موسوم به AHP استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ماتریس سوات نشان میدهد بین عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی در بخش ماهان شهرستان کرمان رابطه معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: گردشگری از مهمترین فعالیتهای انسان معاصر است که همراه با بوجود آوردن تغییراتی شگرف در سیمای زمین، اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و روش زندگی انسانها را دگرگون میسازد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و سطح بندی عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از جوانان پسر 20 تا 30 سال بهبود یافته از اعتیاد هستند که به مرکز درمان و بازتوانی کاهش آسیب در شهر تهران مراجعه کرده بودند که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. جهت تحلیل عوامل ادغام اجتماعی مبتنی بر کاهش رفتارهای پرخطر جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و سطح بندی هر یک از عوامل به دست آمده از مدل ساختاری تفسیری ISM استفاده شد. همچنین جهت بررسی روابط بین متغیرها، شناسایی و سطحبندی عوامل از تحلیل عاملی تاییدی، تکنیک مدل سازی با استفاده از نرم افزارSmart PLS3 بهره گرفته شد. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد، 15مقوله شناسایی شد. مقولههای شناسایی شده شامل حمایت خانواده، پذیرشاجتماعی، توانمندسازی اقتصادی، دسترسی به خدمات روانشناختی، حمایت از سلامت جسمی، آموزش مهارتهای زندگی، مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، حمایت و مشارکت سازمانهای غیردولت، تسهیلات مسکن پایدار، آموزش شغلی و فنی، ایجاد حس هویت و ارزش شخصی، برنامههای حمایتی دولتی، تسهیلات بازتوانی و بازگشت به جامعه، گروههای حمایتی و خودیاری، نظارت و پیگیری منظم می باشد. نتیجهگیری: ادغام اجتماعی یکی از مهمترین برنامههایی است که از طریق آن میتوان به کنترل اوضاع، حمایتهای عاطفی و ابزاری جوانان پسر بهبود یافته از اعتیاد و در نتیجه کاهش آسیبهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر پرداخت.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل و تدوین الگوهای برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی در روستای خبر بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی-توسعهای و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاییان روستای گردشگری بخش خبر شهرستان بافت بود به تعداد (756) نفر، که از این تعداد 255 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب 93/0 و 90/0 سنجیده شد. جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از هر دو ماتریس ارزیابی عوامل بیرونی(EFE) و دورنی (IFE) و جهت شناسایی الگوهای برنامه ریزی توسعهی گردشگری پایدار روستایی از مدل برنامه ریزی استراتژیک، ماتریسSWOT استفاده شد. یافتهها: نتایج، گویای این است که با توجه به این موضوع که سطح آسیب پذیری روستاها، به دلیل توسعهی گردشگری بسیار بالاست، برنامه ریزی و مدیریت در امر گردشگری، با توجه به محدود بودن فرصت ها و بالابودن نقاط ضعف، امری ضروری است. نتیجهگیری: صنعت گردشگری یکی از منابع مهم تولید، درآمد، اشتغال و ایجاد زیر ساخت ها برای نیل به توسعه پایدار بشمار میآید.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی در بخش ماهان شهرستان کرمان بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه روستاییان 6 روستای گردشگر پذیر بخش ماهان شهرستان کرمان بود به تعداد (7656) نفر، که از این تعداد 366 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب 93/0 و 90/0 سنجیده شد. جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها از هر دو ماتریس ارزیابی عوامل بیرونی (EFE) و دورنی (IFE) و جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی از ماتریس SWOT استفاده شد. همچنین برای تعیین اولویت معیارها و زیرمعیارهای تحقیق از مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی موسوم به AHP استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ماتریس سوات نشان میدهد بین عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری روستایی در بخش ماهان شهرستان کرمان رابطه معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: گردشگری از مهمترین فعالیتهای انسان معاصر است که همراه با بوجود آوردن تغییراتی شگرف در سیمای زمین، اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و روش زندگی انسانها را دگرگون میسازد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسهای مفهوم عدالت در جامعه شناسی اسلامی و جامعه شناسی غربی با تمرکز بر آرای شهید مرتضی مطهری و مایکل والزر بود. برای دستیابی به الگوی عدالت از دیدگاه این دو متفکر، سه معرفت «فلسفی» (شامل معرفتشناسی، انسانشناسی و هستیشناسی)، «پارادایمی» و «علمی» (شامل نظریه و مدل) در نظر گرفته شده و دادهها گردآوری و با استفاده از روش تطبیقی، تحلیل شدند. یافتهها: یافتههای این تحقیق نشان میدهد باوجود اشتراکات دو متفکر در اهمیت دادن به جامعه و اجتماع در تلقی از مواهب اجتماعی و اصول توزیع آن، شهید مطهری حقوق جامعه را نسبت به حقوق افراد مقدم میداند و با نسبیگرایی و تکثرگراییِ حداکثری در مواهب و اصول توزیع موافق نیست. وی همچنین برخلاف رویکرد والزر معتقد به وجود برخی از ادراکات جهانشمول و ثابت در عدالت است. از طرف دیگر والزر با احصای حوزههای جزئی یازدهگانه از عدالت (عضویت، امنیت و رفاه، پول و کالا، منصب، کار سخت، اوقات فراغت، آموزش، خویشاوندی و عشق، تشخیص و رسمیت، فیض الهی و قدرت سیاسی)، به حفظ استقلال هر حوزه از «سلطه» و «انحصار» تأکید دارد؛ اما شهید مطهری با بیان سه حوزهی کلی از عدالت (عدل الهی، عدالت فردی و عدالت اجتماعی) قائل به وجود رابطهی «همهجانبه» تأثیر میان آنها در ساختاری است که عدل الهی زیربنای عدالت بشری و عدالت فردی زیربنای عدالت اجتماعی است. نتیجهگیری: عدالت از منظر اجتماعی- اقتصادی و سیاسی مورد توجه محققان و اندیشمندان میباشد. از آنجا که جنبشهای اجتماعی و انقلابهای سیاسی زیادی تاکنون برای تحقق امر عدالت و برابری در دنیا صورت گرفته است اما هنوز بر سرتحقیق یک جامعه معتدل اتفاق نظری وجود ندارد.
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تحلیل جامعه شناختی رابطه توسعه پایدار اجتماعی با خط مشیهای فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی میباشند به تعداد (270) نفر، که از این تعداد 159 بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از سه پرسشنامه توسعه پایدار اجتماعی (محقق ساخته)، پرسشنامه خط مشیهای فرهنگی (محقق ساخته)، و پرسشنامه حقوق شهروندی(محقق ساخته) استفاده گردید. که روایی و پایایی آن به ترتیب 93/0 و 90/0، 91/0 و 89/0 و 86/0 و 88/ سنجیده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چند گانه و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS22 استفاده شده است. یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد بین توسعه پایدار اجتماعی با خط مشیهای فرهنگی با توجه به نقش میانجی حقوق شهروندی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی رابطه معنیداری وجود دارد. بین توسعه پایدار اجتماعی با خطمشیهای فرهنگی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی رابطه معنی داری وجود دارد. نتیجهگیری: توسعه پایدار اجتماعی با تأکید بر خط مشیگذاریهای فرهنگی و همچنین حقوق شهروندی بر جوامع مدرن در ابعاد مختلفی همچون بهبود کیفیت زندگی، کاهش نابرابری ها، و افزایش مشارکت عمومی تأثیرات بسیار زیادی میگذارد.